چروکیده

/Corukide/

مترادف چروکیده: چروک خورده، چین وچروک دار، ناصاف، بی اتو

متضاد چروکیده: صاف، اتودار، اتوکشیده

معنی انگلیسی:
crinkly, sere, wizened

لغت نامه دهخدا

چروکیده. [ چ ُ دَ / دِ ] ( ن مف / نف ) چروک شده. چروک خورده. چین خورده. ترنجیده. تاخورده و ناصاف شده. رجوع به چروکیدن و چروک خورده و چروک شده شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) چروک یافته پر چین و چروک شده .
چروک شده . جرک خورده

فرهنگ عمید

دارای چین و شکن، چروک خورده، پرچین و شکن شده.

مترادف ها

dried up (صفت)
خشکیده، چروکیده، پلاسیده

wizened (صفت)
خشکیده، چروکیده، پلاسیده

scarious (صفت)
چروکیده، دارای ظاهر خشک و پلاسیده

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ فارسی یافرهنگ عمید
فرهنگ معین در کتاب خودش نظرش مثلا دهخدا هست
بر اساس مدخل لغت نامه دهخدا، تفاوت در تلفظ و ریشه مشخص می شود:
� چروک [چَ] ( ترکی، اِ ) → این مدخل ترکی است و به معنای نان ( مطلق نان، نان توشه راه، یا نان ریزه شده برای اشکنه ) می باشد. تلفظ آن با فتحه ( ـَ ) روی �چ� است.
...
[مشاهده متن کامل]

� چروک [چُ] ( اِ ) → این مدخل فارسی است و به معنای چین و شکن ( در پوست، جامه، یا پارچه ) می باشد. تلفظ آن با ضمه ( ـُ ) روی �چ� است. همچنین در همین مدخل، یک کاربرد صفتی به معنای �پوسیده و فرسوده� هم آمده که باز هم با تلفظ [چُ] و ریشه اش �بترکی� ( یعنی از ترکی گرفته شده ) معرفی شده است.
بنابراین خلاصه:
� چروک [چَ] = ترکی ( به معنای نان )
� چروک [چُ] = فارسی ( به معنای چین و شکن )
( البته معنای پوسیده در همین مدخل، ریشه اش ترکی ذکر شده، اما خود واژه با تلفظ فارسی [چُ] آمده است. )
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

چروکیدهچروکیدهچروکیده