چخین

لغت نامه دهخدا

چخین. [ چ َ / چ ِ ]( ص ) ریم آلوده و چرکین را گویند، یعنی زخمی که چرک وریم داشته باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). ریم آلوده و چرکین و زخمی که چرک و ریم داشته باشد. ( ناظم الاطباء ). ریمگین . ( از جهانگیری ) ( شرفنامه منیری ). رجوع به چخ شود. شوخگین. ( شعوری ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) چرکین ریم آلوده .
ریم آلوده و چرکین را گویند یعنی زخمی که چرک و ریم داشته باشد . یا شوخگین .

فرهنگ معین

(چَ ) (ص . ) چرکین ، چرک آلود.

فرهنگ عمید

۱. چرکین، چرک آلود، ریم آلوده.
۲. ویژگی زخمی که چرک داشته باشد.

جدول کلمات

چرکین

پیشنهاد کاربران

بپرس