لغت نامه دهخدا
- بچاپاری رفتن ؛ بسرعت و شتاب رفتن.
چاپاری. ( ص نسبی ) منسوب به چاپار. || در تداول اهالی خراسان نوعی کاغذ خطدار را میگویند که قطع کوچک دارد و مخصوص نامه نوشتن است.
فرهنگ فارسی
منسوب به چاپار . یا در بعضی از شهر ها و دهات خراسان نوعی کاغذ خط دار یا بدون خط را میگویند که قطع کوچک دارد و مخصوص نامه نوشتن است .
پیشنهاد کاربران
به یاشار
چه باور بکنی چه نه من وقت خودم رو با گزارش کردن دیدگاه دیگران تلف نمیکنم. ( مگر اینکه واقعا توهین آمیز باشد که شما کم ندارید. )
چاپار هم ترکی است و کسی سر آن بحث ندارد.
برابر فارسی آن پیک، پیامرسان، پیامبر یا پیغامبر یا پیغمبر و واژگان پر یا کم کاربرد دیگری که در سروده ها به کار رفته است.
... [مشاهده متن کامل]
شما مانند چوپان دروغگویی شده اید که با دروغ ها و توهین هایتان خویشتن را انگشت نما کرده اید. اینکه اکنون راست میگویید که قطعا گاهی میگویید ولی بازم با شما شایسته برخورد نمی شود میوه چیزی است که خودتان پیش تر کاشته اید.
البته تا حدی درک میکنم، امثال مدیاتک هم ادبیات درست و درمان و شایسته ای ندارند.
چه باور بکنی چه نه من وقت خودم رو با گزارش کردن دیدگاه دیگران تلف نمیکنم. ( مگر اینکه واقعا توهین آمیز باشد که شما کم ندارید. )
چاپار هم ترکی است و کسی سر آن بحث ندارد.
برابر فارسی آن پیک، پیامرسان، پیامبر یا پیغامبر یا پیغمبر و واژگان پر یا کم کاربرد دیگری که در سروده ها به کار رفته است.
... [مشاهده متن کامل]
شما مانند چوپان دروغگویی شده اید که با دروغ ها و توهین هایتان خویشتن را انگشت نما کرده اید. اینکه اکنون راست میگویید که قطعا گاهی میگویید ولی بازم با شما شایسته برخورد نمی شود میوه چیزی است که خودتان پیش تر کاشته اید.
البته تا حدی درک میکنم، امثال مدیاتک هم ادبیات درست و درمان و شایسته ای ندارند.
پایه هرکاری واسه رفاقت