چارپهلو شدن

لغت نامه دهخدا

چارپهلو شدن. [ پ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از چیز بسیار خوردن و بر پشت خوابیدن است. ( برهان ) ( آنندراج ). بسیار خوردن. سخت سیر شدن. ارتباع. تضلع :
آز را کز بدو خلقت جوع کلبی همدم است
چارپهلو شد شکم از سفره یغمای تو.
ابن یمین.
به خوان نعمت تو آز چارپهلو شد
ز بس که خورد مربا وقلیه و کولانج.
شمس فخری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- غذای بسیار خوردن .۲- به پشت خوابیدن .
کنایه از چیزی بسیار خوردن و بر پشت خوابیدن باشد . بسیار خوردن . سیر شدن . ارتباع . تضلع .

فرهنگ معین

(پَ. شُ دَ ) (مص ل . ) ۱ - سیر شدن ، غذای بسیار خوردن . ۲ - به پشت خوابیدن .

پیشنهاد کاربران

بپرس