خود پسرش رو پیچوند
قابل اعتماد نیست
حرف غریبه محک زدن روش مثل سند هستش
قابل اعتماد نیست
حرف غریبه محک زدن روش مثل سند هستش
پیچوندن یه مکان مثل مدرسه
Play truant
Be truant
Play hooky
Skip somewhere
Ditch sb پیچوندن کسی
دزدیدن - بلندکردن - برداشتن بدون گفتن - ملا کردن - چسب داشتن دست - بالا کشیدن وپس ندادن
بهانه آوردن , بهانه آوردن برای انجام ندادن کاری، بهانه آوردن برای نیامدن سر قرار
در ابتدا قول به انجام کاری دادن ولی به بهانه ا ی واهی کار را انجام ندادن در زمان تعیین شده آن
در ابتدا قول به انجام کاری دادن ولی به بهانه ا ی واهی کار را انجام ندادن در زمان تعیین شده آن