فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
دانشنامه عمومی
پیچ گوشتی یا پیچ کِش یا پیچ گَشتی[ ۱] ابزاری دستی است که با استفاده از خاصیت اهرمی و گشتاوری، در باز و بسته کردن انواع پیچ کاربرد دارد. [ ۲] اولین پیچ گوشتی که دارای دسته برای در دست گرفتن بود در سال های پس از ۱۸۰۰ میلادی اختراع شد. [ ۳]
از اندازه های مختلف این وسیله، بسته به محل و نوع پیچ استفاده می شود.
پیچ گوشتیِ دستی از دو قسمت اصلیِ دسته و میله منتهی به نوک تشکیل می شود. در پیچ گوشتی های دستی، دسته معمولاً به شکل و اندازه ای است که به راحتی در دست جای گیرد. نوک در پیچ گوشتی در انواع مختلف ازقبیل تخت یا پهن ( دوسو ) ، چهارسو، شش سو، مربعی و… در راستای امتداد دسته وجود دارد.
نوع برقی آن به پیچ گوشتی برقی معروف است که سرهای این پیچ گوشتی را می توان تعویض کرد و میزان کاربریِ آن را افزایش داد.
پیچ گَشتی، صحیح پیچ گوشتی است یعنی ابزاری که برای گشتاور وارد کردن به پیچ استفاده می شود.
ابعاد پیچ گوشتی های چهارسو یا انواع پیچ گوشتی های چهارسو بر اساس شماره پیچ گوشتی
PH0000 = 1. 5mm
PH000 = 2mm
PH00 = 2. 5mm
PH0 = 3mm
PH1 = 4. 5mm
PH2 = 6mm
PH3 = 8mm
PH4 10mm
آچار و پیچ گوشتی از ابزارهای مورد نیاز برای تعمیرات هر وسیله ای می باشند. پیچ گوشتی هایی که خاصیت آهنربایی دارند برای تعمیرات مناسب تر می باشند. [ ۵]



این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفاز اندازه های مختلف این وسیله، بسته به محل و نوع پیچ استفاده می شود.
پیچ گوشتیِ دستی از دو قسمت اصلیِ دسته و میله منتهی به نوک تشکیل می شود. در پیچ گوشتی های دستی، دسته معمولاً به شکل و اندازه ای است که به راحتی در دست جای گیرد. نوک در پیچ گوشتی در انواع مختلف ازقبیل تخت یا پهن ( دوسو ) ، چهارسو، شش سو، مربعی و… در راستای امتداد دسته وجود دارد.
نوع برقی آن به پیچ گوشتی برقی معروف است که سرهای این پیچ گوشتی را می توان تعویض کرد و میزان کاربریِ آن را افزایش داد.
پیچ گَشتی، صحیح پیچ گوشتی است یعنی ابزاری که برای گشتاور وارد کردن به پیچ استفاده می شود.
ابعاد پیچ گوشتی های چهارسو یا انواع پیچ گوشتی های چهارسو بر اساس شماره پیچ گوشتی
PH0000 = 1. 5mm
PH000 = 2mm
PH00 = 2. 5mm
PH0 = 3mm
PH1 = 4. 5mm
PH2 = 6mm
PH3 = 8mm
PH4 10mm
آچار و پیچ گوشتی از ابزارهای مورد نیاز برای تعمیرات هر وسیله ای می باشند. پیچ گوشتی هایی که خاصیت آهنربایی دارند برای تعمیرات مناسب تر می باشند. [ ۵]




wiki: پیچ گوشتی
پیشنهاد کاربران
ریشۀ واژۀ �پیچ گوشتی�
#ریشه_شناسی

#ریشه_شناسی

منبع. عکس فرهنگ فارسی یافرهنگ عمید
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
واژه ی پیچ گوشتی از ریشه ی دو واژه ی پیچیدن و گشتن فارسی هست.
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹






منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
واژه ی پیچ گوشتی از ریشه ی دو واژه ی پیچیدن و گشتن فارسی هست.
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹






گوشتی بیشتر در برابر لاغر استخوانی بکار می رود.
ظاهرا ریشه گشتی همان کشتی است.
از قدیم به آن پیچ کشتی ( مثل کشتی گیر ) می گفتیم که بنظرم معنادار و دلنشین است.
ظاهرا ریشه گشتی همان کشتی است.
از قدیم به آن پیچ کشتی ( مثل کشتی گیر ) می گفتیم که بنظرم معنادار و دلنشین است.
کلمه گوشتی ( گوشت دار ) بیشتر در مقابل لاغر و اسخوانی بکار می رود.
کشتی ( ضم گاف ) به روز شده کلمه گشتی است.
از قدیم به ان پیچ کشتی ( کشتی گیر با پیچ ) می گفتیم و بنظرم با معنا تر و دلنشین تر است.
کشتی ( ضم گاف ) به روز شده کلمه گشتی است.
از قدیم به ان پیچ کشتی ( کشتی گیر با پیچ ) می گفتیم و بنظرم با معنا تر و دلنشین تر است.
پاسخ به عباس:
1 - نوشته شما خیالات و وهم دارد چون همه پانترکها به این بیماری میتلا هستند.
2 - پیچ گوشتی همان پیچ گشتی می باشد و فارسی است.
3 - شما همچنان وازه های خیالی قوشماق کنید .
1 - نوشته شما خیالات و وهم دارد چون همه پانترکها به این بیماری میتلا هستند.
2 - پیچ گوشتی همان پیچ گشتی می باشد و فارسی است.
3 - شما همچنان وازه های خیالی قوشماق کنید .
طبق اطلاعات مستند و رسمی و رجوع به نوشته های قدیمی واژه ی پیچ گوشتی تحریف شده پیچ گشتی است که به معنای پیچاندن پیچ یا گرداننده پیچ است.
ریشه این کلمه از پیچ گشتی فارسی و یا احتمالا از پیچ گوشی است که در کردی به معنی وسیله فشار دادن و پیچ دادن پیچ است
ابزار آلات مختلف به انگلیسی:
toolbox = جعبه ابزار
bolt = پیچ 🔩
screw = پیچ
❗️نکته: هم screw و هم bolt به معنای پیچ هستند اما تفاوت آنها در این است که bolt به مهره و واشر برای سفت شدن نیاز دارد اما screw بدون مهره و واشر سفت می شود
... [مشاهده متن کامل]
nut = مهره
nail = میخ
washer = واشر
screwdriver = پیچ گوشتی 🪛
Philips screwdriver = پیچ گوشتی چهارسو
flathead screwdriver / slotted screwdriver / flat blade screwdriver = پیچ گوشتی دو سو
bradawl = درفش
wrench ( American ) / spanner ( British ) = آچار
adjustable spanner ( British ) / monkey wrench ( American ) = آچار فرانسه
pipe wrench = آچار شلاقی
hammer = چکش 🔨
claw = میخ کشِ چکش
mallet = پتک
saw / handsaw = اره 🪚
chainsaw = اره برقی
circular saw = اره گرد، اره چرخی
hacksaw = اره آهن بُر
coping saw = اره مویی
two man saw = اره دو دست
ax / axe =تبر 🪓
wirecutter = سیم چین
pliers = انبردست
needle - nose pliers / long - nose pliers / snipe - nose pliers = دَم باریک
angle grinder = سنگ فرز
drill = درل
electric drill = دریل برقی
bit = مته
paint roller = غلطک رنگ زنی
utility knife = کاتر، تیغ موکت بری
file = سوهان
flashlight = چراغ قوه 🔦
plastering trowel = ماله گچ کاری، ماله کشته کشی
trowel = بیلچه
shovel = بیل
spade = بیل
❗️تفاوت بین spade و shovel را با یه سرچ ساده در گوگل می توانید مشاهده کنید
plane = رنده نجاری
spirit level = تراز، تراز سنج
vice ( British ) / vise ( American ) = گیره
❗️این گیره با گیره های معمولی که به طور روزمره از آنها استفاده می کنیم فرق دارد. عکس های آن را با سرچ در گوگل مشاهده کنید
tape measure = متر ( نواری )
rake = چنگک
wheelbarrow / barrow = فرغون
toolbox = جعبه ابزار
bolt = پیچ 🔩
screw = پیچ
❗️نکته: هم screw و هم bolt به معنای پیچ هستند اما تفاوت آنها در این است که bolt به مهره و واشر برای سفت شدن نیاز دارد اما screw بدون مهره و واشر سفت می شود
... [مشاهده متن کامل]
nut = مهره
nail = میخ
washer = واشر
screwdriver = پیچ گوشتی 🪛
Philips screwdriver = پیچ گوشتی چهارسو
flathead screwdriver / slotted screwdriver / flat blade screwdriver = پیچ گوشتی دو سو
bradawl = درفش
wrench ( American ) / spanner ( British ) = آچار
adjustable spanner ( British ) / monkey wrench ( American ) = آچار فرانسه
pipe wrench = آچار شلاقی
hammer = چکش 🔨
claw = میخ کشِ چکش
mallet = پتک
saw / handsaw = اره 🪚
chainsaw = اره برقی
circular saw = اره گرد، اره چرخی
hacksaw = اره آهن بُر
coping saw = اره مویی
two man saw = اره دو دست
ax / axe =تبر 🪓
wirecutter = سیم چین
pliers = انبردست
needle - nose pliers / long - nose pliers / snipe - nose pliers = دَم باریک
angle grinder = سنگ فرز
drill = درل
electric drill = دریل برقی
bit = مته
paint roller = غلطک رنگ زنی
utility knife = کاتر، تیغ موکت بری
file = سوهان
flashlight = چراغ قوه 🔦
plastering trowel = ماله گچ کاری، ماله کشته کشی
trowel = بیلچه
shovel = بیل
spade = بیل
❗️تفاوت بین spade و shovel را با یه سرچ ساده در گوگل می توانید مشاهده کنید
plane = رنده نجاری
spirit level = تراز، تراز سنج
vice ( British ) / vise ( American ) = گیره
❗️این گیره با گیره های معمولی که به طور روزمره از آنها استفاده می کنیم فرق دارد. عکس های آن را با سرچ در گوگل مشاهده کنید
tape measure = متر ( نواری )
rake = چنگک
wheelbarrow / barrow = فرغون
( در افغانستان ) پیچ تاب ( در گویش هراتی ) پیچ تاو
بهتر است بجای واژۀ "پیچ گوشتی" که زیبائی ندارد، و ناموزون است و از آهنگ تهی است، واژۀ جدید "پیچتاب" بکار برده شود.
پیچ گوشتی کلمه ای ترکی است . تعجب نکنید . پیچ گوشتی در واقع همان پیچگوش میباشد . پیچگوش کلمه ای ترکی است که در دیوان الغات ترک هم امده است . در زبان فارسی به علت شباهت گوش با گوشت پیچ گوش را پیچ گوشتی خوانده اند . اری در واقع این کلمه ترکی است .
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)