پیوسته خون

لغت نامه دهخدا

پیوسته خون. [ پ َ / پ ِ وَ ت َ / ت ِ ] ( اِمرکب ) خویش نسبی. رجوع به پیوسته و شواهد آن شود.

فرهنگ فارسی

خویش نسبی

پیشنهاد کاربران

نزدیکان خونی
فامیل نسبی
ز پیوستهٔ خون به نزدیک اوی
ببین تا کدامند صد نامجوی
✏ فردوسی
نزدیکان خوتی
فامیل نسبی
ز پیوستهٔ خون به نزدیک اوی
ببین تا کدامند صد نامجوی
✏ �فردوسی�