پیلخوار. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) که پیل خورد.که فیل تواند خورد. مجازاً، قوی و ضخم : ابر هزبرگون و تماسیح پیلخواربا دست اوست یعنی شمشیر اوست ، ای.منوچهری.|| ( ن مف مرکب ) که پیل او را خورد. که فیل او را قوت خویش کند.