پیلبازی. ( حامص مرکب ) عمل پیلباز. بازی کردن با فیل. || باختن فیل. || بازی فیل. بازی و لعب کردن چون فیل . || با فیل به جنگ پرداختن و چپ و راست به حرکت درآوردن فیل برابر خصم : هم این زابلی نامبردار مرد زپیلی فزون نیست اندر نبرد یکی پیلبازی نمایم بدوی کزین پس نیارد سوی جنگ روی.