پیلاشک

پیشنهاد کاربران

پیلاشکpilaashk[اسم] در گویش گوغر به معنی براده وتکه کوچک از چوب یا. . . . . است ( فرهنگ گویش گوغر ) در گویش رابر و سیرجان پیلاشک پیلاشک را تکه تکه می دانند در نیریز فارس ذره ریز وخاشاک وشراره کوچک را �پیلیشک�گویند.
...
[مشاهده متن کامل]

ساختار:
پیلاش / پلاش: تکواژ آزاد به معنای �تکه یا تراشه پسوند تصغیر - ٓک
گفتنی ست اصل واژه �پیلارشک� بوده که صامت �ر�پیش از صامت سایشی�ش�برای روانی تلفظ افتاده. در لغتنامه های ریشه شناسی و فرهنگ های گویشی ( از جمله فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی اثر دکتر محمد حسندوست و مدخل های گویش شناسی هم جوار ) ، واژهٔ �پیلارشک� ( و صورت های وابستهٔ آن مانند پیلارش، پیلاشک و پلاشه ) دقیقاً به معنای �تراشه، برادهٔ ریز چوب، خاشاک و قطعهٔ باریک و تیز جداشده از چوب� ضبط شده است.
گمان می روداین واژه از بن کهن *parš - ( تراشیدن، جدا کردن ذرات ریز ) ساخته شده . وبرهمین اساس گمان می رود با واژه پراش در �پراش پش� لکی به معنای متلاشی وخرده شده هم ریشه باشد یا با �پلاشه�و�تلاشه�در فارسی معیار مرتبط باشد و نهایتاّ بعید نیست با �پلیشیدن �گوغری هم بی ارتباط نباشد. .