لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. ویژگی پولی که پیش از موعد پرداخت به کسی بدهند.
۳. (قید ) پیش از موعد.
مترادف ها
معروف، پیشکی
پیشنهاد کاربران
pisheki :درگویش گوغر بچه پیش از قباله را گویندکه نطفه اش قبل از عقد شرعی بسته شده .
پیشکی : [عامیانه، اصطلاح] جلوتر، از پیش، به طور مساعده.