پیروزک. [ زَ ] ( اِ ) در عبارتی از دیوان البسه ظاهراً نام نوعی پارچه است و نیز ممکن است کلمه در معنای اصلی بکار رفته باشد: قرعه مسواک بینداختند. رمال خشتکی از جامه ماوی بعوض پیروزک سبز برداشت. نظام قاری ( دیوان البسه ص 140 ).