پچوکی

پیشنهاد کاربران

پچوکیpechuki :[اسم ، صفت] در گویش گوغر حالت اشمئزاز را گویند. /در جیرفت وکهنوج: دل پِچوک ( فرهنگ گویش گوغر از اکبر نقوی ) //در سیرجان:� پچیده�/در رابر:� دل پیچوک�
نمونه: �بوی توبه ، اوور نِری مِث مٓ پچوکی میشی �یعنی صحنه بسیار دلخراشی ست آن طرف نروی که مثل من حالت چندش واشمئزاز بهت دست می دهد// �پچوکی شدم مٓیِنی شیرا فاسد بیدٓن�حالت تهوع بهم دست داده معلوم نیست شیرها فاسد بودند.
...
[مشاهده متن کامل]

درواقع حوزه معنایی اش شامل موارد زیر می شود:
۱ - حس ذهنی وروانی: حالت اشمئزاز، چندش، بیزاری شدید، کراهت درونی از دیدن، لمس یا شنیدن چیزی ناگواری.
۲حس جسمی و فیزیولوژیک ( تٓن کردشناسی ) : احساس تهوع، دل بهم خوردگی، آشفتگی مزاج و انقباض معده. ( به نقل ازدایی ام احمدعلی اسلامی )
ساختار:
بیان دو گمانه درباره �پچ�:
۱ - از مصدر پچیدن که صفت مفعولی آن در سیرجان به صورت �پچیده�در کتاب �گویش مردم سیرجان �آمده.
۲ - پچ دگرگون شده پیچ از مصدر پیچیدن است.
بن مضارع �پچ� ( باتوجه به گمانه ها ) پسوند مشتق ساز �وک�به ماناک زاروک ( مترادف زنبور ) پسوند حاصل مصدری یا صفت ساز �ی�