پنجیدن

لغت نامه دهخدا

پنجیدن. [ پ َ دَ ] ( مص ) صاحب فرهنگ شعوری از مشکلات احمدبن اسماعیل نقل می کند که پنجیدن بمعنی پاره کردن است.

پیشنهاد کاربران

در برخی متنها گاهی منظور از پنجیدن همان فنجیدن است.