پلماس

فرهنگ فارسی

( اسم ) دست مالی مانند کوران بهر سوی برای جستن چیزی .

فرهنگ معین

(پَ ) (اِ. ) کورمال .

پیشنهاد کاربران

palmaas :[اسم] در گویش گوغر یعنی وارسی دقیق با لمس . معاینه کردن
میگن :حکیم پلماسید واین دارو رِ طواوت کرد یعنی پزشک پس از وارسی دقیق بویژه از طریق لمس این دارو را تجویز کرد
یا معروف است می گویند :�دزُ به پلماس گرفتی�یعنی مگر دزد را به وارسی وکنترل دقیق گرفته ای
...
[مشاهده متن کامل]

ساختار :جزء نخست را اهالی گوغر پٓل به معنی چوب می دانند ولی گمان می رود تغییریافته پیشوند پٓیرpayrبه معنای پیرامون یا به دقت است وجزء دوم �ماس�به معنی لمس کردن وپسودن است