پلشت.[ پ ِ ل َ / پ ِ ل ِ / پ َ ل َ ] ( ص ) آلوده. ناپاک. پلید.( اوبهی ). فرخج. فژه. ( لغت نامه اسدی نسخه نخجوانی ). فژاکن. فژاک. ( لغت نامه اسدی ). شوخگن. چرک. چرکین.مردار و نکبتی را گویند. ( برهان قاطع ) : زنی پلشت و تلاتوف و اهرمن کردار نگرنگردی از گرد او که گرم آئی.
شهید.
بادل پاک مرا جامه ناپاک رواست بد مر آنرا که دل و جامه پلید است و پلشت.
کسائی ( از لغتنامه اسدی ).
با دو کژدم نکرد زشتی هیچ با دل من چرا شد ایدون زشت زشت خوی پلید کرد مرا هر کرا خو پلید هست پلشت.
کسائی.
و آن نیز گربه ای است پلشت و پیاستو.
فخری ( از فرهنگ ضیاء ).
|| این لفظ در فرهنگستان معادل عفونی پذیرفته شده است و پلشت بر را بمعنی ضدعفونی گرفته اند و پلشت بری را بمعنی ضدعفونی کردن. ( واژه های فرهنگستان تا پایان سال 1319 هَ. ش. ). و این وضع نماینده کمال بی اطلاعی از لغت و دوری تمام از ذوق ادبی و لغوی است.
۱. معنی در کلیدر در کلیدر، پلشت معمولاً برای توصیف آدم یا چیزی که ناپاک، چرک، آلوده یا زشت خوی است به کار می رود. این واژه هم به آلودگی ظاهری اشاره دارد و هم به پلیدی اخلاقی. مثلاً اگر دولت آبادی شخصی را �پلشت� بنامد، ممکن است منظورش فقط لباس کثیف نباشد، بلکه روحیهٔ ناپاک، رفتار پست یا منش زشت او باشد. ... [مشاهده متن کامل]
۲. معنی در فارسی معیار معانی اصلی: ناپاک چرک آلود کثیف آلوده زشت خو پلید فرومایه ( در برخی بافت ها ) ۳. کاربرد واژه ای ادبی و کهن. در فارسی امروز کمتر از آن استفاده می شود، اما هنوز در نوشته های ادبی و برخی گویش ها زنده است. هم برای اشیا و هم برای انسان ها به کار می رود. ۴. ریشه شناسی ( Etymology ) پلشت از واژه های اصیل فارسی است و با واژهٔ پلید هم ریشه دانسته می شود. هر دو از ریشه ای کهن در زبان های ایرانی آمده اند که مفهوم ناپاکی، آلودگی و زشتی را می رساند. در گذر زمان، �پلید� در فارسی معیار رایج تر شد، اما �پلشت� در ادبیات و برخی گویش ها باقی ماند. هم خانواده ها: پلید پلشتی پلیدگی ۵. تحول تاریخی این واژه از فارسی کهن به فارسی امروز رسیده و بیش از آنکه در زبان روزمره زنده بماند، در ادبیات و گویش ها حفظ شده است. دولت آبادی آگاهانه از آن استفاده می کند تا زبان رمان رنگ وبوی کهن و بومی پیدا کند. ۶. نکات فرهنگی در فرهنگ ایرانی، پلشتی فقط به کثیفی جسم محدود نیست؛ مفهومی اخلاقی نیز دارد. ممکن است کسی لباس تمیزی داشته باشد، اما به سبب کردار ناپسند، �پلشت� خوانده شود. این کاربرد در متون ادبی و مذهبی فارسی نیز دیده می شود. ۷. مثال لباسش از گرد راه پلشت شده بود. مردم از آن مرد پلشت و بدکردار دوری می کردند. در دلش هیچ اندیشهٔ پلشتی نبود. ۸. نزدیک ترین معادل های انگلیسی بسته به بافت: filthy ⭐ ( چرک آلود، بسیار کثیف ) dirty foul unclean vile ( برای شخصیت و اخلاق ) sordid ( پست و آلوده از نظر اخلاقی ) loathsome ( نفرت انگیز ) تفاوت مهم: اگر �پلشت� به ظاهر اشاره داشته باشد، filthy یا dirty مناسب تر است؛ اگر به اخلاق اشاره داشته باشد، vile یا sordid دقیق تر هستند. ۹. واژه های مرتبط پلید پلشتی ناپاک چرک کثیف آلوده زشت خو
از دیگر مشتقات واژه پل میتوان به پول/ پال/ پیل و فیل / پِل ( که بررسی شد ) / و پولار مانند پولاریزیشن و. . . اشاره کرد خب میخوام چی بگم؟؟؟ همشون به افق و افقی شدن اشاره دارند یعنی پول و پولک ماهی یعنی چیزی که کاملا مسطح و پهن شده . . . یعنی دیگه راستو ایستاده نیست بلکه کاملا مسطح شده یعنی پول شد و پُل زدن هم یعنی در دوسمت یک چیزی سطح افقی ایجاد کردن و باعث ارتباط بین دو سمت شدن. ... [مشاهده متن کامل]
فیل و پیل هم یعنی مسطح و پهن پالان هم میتونه اشاره به همین سطح پهن شده داشته باشه هرچند پالان میتونه اشاره به لانه بالایی نیز داشته باشه. پس پِل و پِل دو معنا گرفته یکیش تندی و دیگری مسطح شدن استخر یا pool هم اشاره به همین مسطح شدن داره . . . است تخر اشاره به تاختن و تخت شدن داره یعنی مسطح شدن مانند پول
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود. ... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴ • تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴ • حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است ) • فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵ • غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶ • فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
هم اکنون در مناطقی جنوب فارس، کلمه پَلَشت به جای کلمه �کثیف� استفاده میشود، مدل پیشنهادی تغییر خط فارسی ایران و افغانستان، از حروف عربی به لاتین https://parsilatin. blogfa. com/post/10
پلشتی= بَلَشتی تورکی. یعنی آلوده. آلوده به نجاست به پلیدی به خباثت به مردار . آلوده شدن به تمام افعال منفی و زشت چه با افکار چه با اعمال چه با گفتار
پلشت =ترامپ
معنی جدید و بروز واژه پلشت همانا مترادف ترامپ است .
خیلیا که امروزه این واژه را بکار میبرند، اصلاً نمیدونند معنیش چیه. فکر میکنند پلشت یعنی بی خاصیت، بی عرضه، دست وپا چلفتی، بدردنخور یا احمق. ولی در اصل، این واژه برابر با واژۀ عربیِ نَجس، کثیف، چرکین و آلوده است. پلشتی هم میشه نَجاسَت، آلودگی، ناپاکی و چرک بودن.
پَل در پَلِشت ( پَل اِشت ) با پَلید ( پَل ید ) همسان است که در یکی با پسوند اِشت ( قرار ) و در دیگری با ید جور و جمع شده است . . . . همچنین در فلفل که پِلپِل بوده باز هم نمونه دیگری را داریم که آنرا به تندی و داغ بودن میشناسیم و نکته دیگر اینکه در زبان مازندرانی به هوای داغ پَل میگویند - هوا پَل میدهد = هوا از خودش تندی و داغی پس میدهد. ... [مشاهده متن کامل]
پس تا اینجا فهمیدیم پَل همان تند و داغ است و اشاره به ذات تند یا داغ دیده ( خراب و اسیب دیده ) دارد و از اینرو میتوان فهمید. . . پَلِشت = کسی که ذاتش تند و خراب است پلید = کسی که تند و خراب می باشد. پلپل= فلفل = خیلی تند فلافل = غذایی که پَل دارد و در آن فلفل بکار رفته #ریشه یابی درست داشته باشیم . با سپاس
آلوده/نجس/زشت/بدی/نکبت
چرک آلوده و. . . .
پلید وناپاک
پلشتی همان کلمه ی تورکی بلشتی ( بلشماق=آلوده شدن ) است. .
پلشت یک واژه ی پارسی است که با واژه های ناپاک الوده چرکین هم چم هستش
پلید و ناپاک و کثیف دروغگو الوده ب بدی زشت . . . مریض
به معنی بی صفت
انسانی که دروغ بگوید به گفته اشو زرتشت بزرگ پلشت است
آدمی که دلش سنگ است یا خیلی بی رحم یا کثیف است
زشتی ها کثیفی
در گویش زبان بختیاری واژه پلشت = به معنی زشت، کثیف، ناپاک است.
ناپاک و چرکین
در لغت به معنی ناپاک و با آلایش و در معنی روزمره بی خاصیت و مزخرف معنا میشود
نجس
پلشت درواقع به معنی کثیف آلوده است ولی امروزه به عون وان فحش وصفت از خننگ وه دست پا چلفتی بودن به کار میرود