پشان

لغت نامه دهخدا

پشان. [ پ َ ] ( اِ ) بمعنی چشان است و معنی چشان را در یک فرهنگ لفظ گذر نوشته بودند با ذال نقطه دار و در دو فرهنگ دیگر گزر با زای نقطه دار. واﷲ اعلم. ( برهان قاطع ). گرز که از سلاح جنگ است. عمود. و ظاهراً هیچ یک از دو معنی که صاحب برهان به پشان داده است صحیح نیست چه خود او در کلمه هزارجشان یعنی کرمةالبیضاء میگوید معنی آن هزارگز است چه چشان بمعنی گز باشد و اگر این دعوی صاحب برهان که میگویدپشان چشان است صحیح باشد نه لفظ گذر و نه لفظ گرز هیچیک صحیح نیست ، بلکه هر دو مصحف گز است واﷲ اعلم.

پیشنهاد کاربران

ریشه یِ اوستاییِ "پَس:pas" و پیشنهادِ واژه یِ "پَشانیدن/پَشان - " ( کُنِشیک:. Kaus ) :
1 - ساختارِ دستوریِ ریشه یِ اوستاییِ "پَس":
در اوستا، ریشه یِ "پَس:pas" دارایِ کُنیدکِ "پَخشتَ" و "پَشتَ" بوده است. ( در این باره زیرواژه یِ "کارگاه واژه سازی فرتاش" - پیامِ شماره یِ "22" - بنگرید. )
...
[مشاهده متن کامل]

بارتولومه، اُزوارشِ این واژه را به زبانِ پارسیِ میانه "پَشینیتَن: پَش. ین. یتَن" آورده است که هر چند نشانه یِ پرسشیِ گُمان برانگیزِ ( ؟ ) را درپیِ این واژه آورده است ولی به هر روی، این واژه دارایِ ساختاری درست بوده است و از اینرو، ما می توانیم آن را به ریختِ "پَشانیدن/پَشان - " در پارسیِ نو بکاربگیریم. اگر بخواهیم ریختِ ناکنشیکِ این واژه را، چنانچه نیاز باشد، بسازیم، واژه یِ "پَشتَن، پَشیدن/پَش - " را خواهیم داشت.
2 - بررسیِ معناشناسیِ ریشه یِ اوستاییِ "پَس":
این ریشه برابر با واژگانِ آلمانیِ زیر بوده است:
fesseln: بستن، در بند کردن، وصل کردن، زنجیر کردن
zusammenfuegen: به هم بستن، به هم پیوستَن، به هم وصل کردن
an einander befestigen: به یکدیگر سفت/محکم کردن، به یکدیگر متصل کردن، به یکدیگر سفت/محکم بَستَن
همچنین در اوستا، این ریشه همزمان با دو پیشوندِ "پَئیتی:paiti" و پیشوندِ "اَوَ:ava" ( برای نمونه، وَندیداد:V. 4. 51 ) به معنایِ زیر آمده است:
zusammenfesseln: به هم بَستَن/وصل کردن
aneinanderfesseln: به یکدیگر بَستن/وصل کردن
( از آنجایی که این ریشه با پیشوندِ "پَئیتی" نیز در اوستا آمده است و همچنین چون "پَئیتی" همان پیشوندِ "پِی/پد" بوده است، پس واژه یِ "پی پشانیدن" را خواهیم ساخت؛ درست بمانندِ "پیوَستَن:پِی. وَستَن". )
نکته: پس در زبانِ پارسی، افزون بر "بستن/بند - "، "یوختن/یوز - "، "جُفتن/جوگ - " و ریختهایِ کُنِشیکِ آنها، واژگانِ نامبرده یِ بالا را نیز داریم.
. . . . .
پَسگشت:
ستونِ 879 از نبیگِ "فرهنگنامه زبانِ ایرانیِ کهن" ( کریستین بارتولومه ) - به آلمانی

پشان