پشان
لغت نامه دهخدا
پیشنهاد کاربران
ریشه یِ اوستاییِ "پَس:pas" و پیشنهادِ واژه یِ "پَشانیدن/پَشان - " ( کُنِشیک:. Kaus ) :
1 - ساختارِ دستوریِ ریشه یِ اوستاییِ "پَس":
در اوستا، ریشه یِ "پَس:pas" دارایِ کُنیدکِ "پَخشتَ" و "پَشتَ" بوده است. ( در این باره زیرواژه یِ "کارگاه واژه سازی فرتاش" - پیامِ شماره یِ "22" - بنگرید. )
... [مشاهده متن کامل]
بارتولومه، اُزوارشِ این واژه را به زبانِ پارسیِ میانه "پَشینیتَن: پَش. ین. یتَن" آورده است که هر چند نشانه یِ پرسشیِ گُمان برانگیزِ ( ؟ ) را درپیِ این واژه آورده است ولی به هر روی، این واژه دارایِ ساختاری درست بوده است و از اینرو، ما می توانیم آن را به ریختِ "پَشانیدن/پَشان - " در پارسیِ نو بکاربگیریم. اگر بخواهیم ریختِ ناکنشیکِ این واژه را، چنانچه نیاز باشد، بسازیم، واژه یِ "پَشتَن، پَشیدن/پَش - " را خواهیم داشت.
2 - بررسیِ معناشناسیِ ریشه یِ اوستاییِ "پَس":
این ریشه برابر با واژگانِ آلمانیِ زیر بوده است:
fesseln: بستن، در بند کردن، وصل کردن، زنجیر کردن
zusammenfuegen: به هم بستن، به هم پیوستَن، به هم وصل کردن
an einander befestigen: به یکدیگر سفت/محکم کردن، به یکدیگر متصل کردن، به یکدیگر سفت/محکم بَستَن
همچنین در اوستا، این ریشه همزمان با دو پیشوندِ "پَئیتی:paiti" و پیشوندِ "اَوَ:ava" ( برای نمونه، وَندیداد:V. 4. 51 ) به معنایِ زیر آمده است:
zusammenfesseln: به هم بَستَن/وصل کردن
aneinanderfesseln: به یکدیگر بَستن/وصل کردن
( از آنجایی که این ریشه با پیشوندِ "پَئیتی" نیز در اوستا آمده است و همچنین چون "پَئیتی" همان پیشوندِ "پِی/پد" بوده است، پس واژه یِ "پی پشانیدن" را خواهیم ساخت؛ درست بمانندِ "پیوَستَن:پِی. وَستَن". )
نکته: پس در زبانِ پارسی، افزون بر "بستن/بند - "، "یوختن/یوز - "، "جُفتن/جوگ - " و ریختهایِ کُنِشیکِ آنها، واژگانِ نامبرده یِ بالا را نیز داریم.
. . . . .
پَسگشت:
ستونِ 879 از نبیگِ "فرهنگنامه زبانِ ایرانیِ کهن" ( کریستین بارتولومه ) - به آلمانی

1 - ساختارِ دستوریِ ریشه یِ اوستاییِ "پَس":
در اوستا، ریشه یِ "پَس:pas" دارایِ کُنیدکِ "پَخشتَ" و "پَشتَ" بوده است. ( در این باره زیرواژه یِ "کارگاه واژه سازی فرتاش" - پیامِ شماره یِ "22" - بنگرید. )
... [مشاهده متن کامل]
بارتولومه، اُزوارشِ این واژه را به زبانِ پارسیِ میانه "پَشینیتَن: پَش. ین. یتَن" آورده است که هر چند نشانه یِ پرسشیِ گُمان برانگیزِ ( ؟ ) را درپیِ این واژه آورده است ولی به هر روی، این واژه دارایِ ساختاری درست بوده است و از اینرو، ما می توانیم آن را به ریختِ "پَشانیدن/پَشان - " در پارسیِ نو بکاربگیریم. اگر بخواهیم ریختِ ناکنشیکِ این واژه را، چنانچه نیاز باشد، بسازیم، واژه یِ "پَشتَن، پَشیدن/پَش - " را خواهیم داشت.
2 - بررسیِ معناشناسیِ ریشه یِ اوستاییِ "پَس":
این ریشه برابر با واژگانِ آلمانیِ زیر بوده است:
fesseln: بستن، در بند کردن، وصل کردن، زنجیر کردن
zusammenfuegen: به هم بستن، به هم پیوستَن، به هم وصل کردن
an einander befestigen: به یکدیگر سفت/محکم کردن، به یکدیگر متصل کردن، به یکدیگر سفت/محکم بَستَن
همچنین در اوستا، این ریشه همزمان با دو پیشوندِ "پَئیتی:paiti" و پیشوندِ "اَوَ:ava" ( برای نمونه، وَندیداد:V. 4. 51 ) به معنایِ زیر آمده است:
zusammenfesseln: به هم بَستَن/وصل کردن
aneinanderfesseln: به یکدیگر بَستن/وصل کردن
( از آنجایی که این ریشه با پیشوندِ "پَئیتی" نیز در اوستا آمده است و همچنین چون "پَئیتی" همان پیشوندِ "پِی/پد" بوده است، پس واژه یِ "پی پشانیدن" را خواهیم ساخت؛ درست بمانندِ "پیوَستَن:پِی. وَستَن". )
نکته: پس در زبانِ پارسی، افزون بر "بستن/بند - "، "یوختن/یوز - "، "جُفتن/جوگ - " و ریختهایِ کُنِشیکِ آنها، واژگانِ نامبرده یِ بالا را نیز داریم.
. . . . .
پَسگشت:
ستونِ 879 از نبیگِ "فرهنگنامه زبانِ ایرانیِ کهن" ( کریستین بارتولومه ) - به آلمانی
