#پیشنهادی
یک مشکل اساسی در این پسوند این است که هم اسم مصدر می ساز و هم اسم فاعل:
پیشنهاد برای حل این مشکل:
از آنجا که معمولا پیش از این پسوند حرف های "د" یا "ت" می آیند. پس بهتر است است برای تمایز دادن اسم مصدر از اسم فاعل این کار ها انجام دهیم:
... [مشاهده متن کامل]
برای اسم مصدر تار بنویسیم و برای اسم فاعل یا مفعول دار:
برای نمونه :
کِردار = به معنی کنشمند باشد.
کرتار = به معنی کنش باشد.
لازم به ذکر است این یک بدعت نیست ، این واژه ها همین حالا هم در فارسی هستند ولی در متن تشخیص وتمایز آنها و حدس زدن منظور نویسنده با توجه به متن سخت است. این موضوع با این که از نظر پژوهشی و گرامری بسیار ازشمند و پر نکته است ولی از نظر کابرد مسعله ساز است.
نمونه 2 :
خواستار= به معنی خواهش باشد.
خواستدار = به معنی خواهنده باشد.
نمونه 3 =
خریتار = "خَرِش"
خریدار= خَرَنده
نمونه ی مفعولی:
گرفتار = به معنی گرفتگی باشد.
گرفدرا = به معنی "گرفته و گیر افتاده" باشد.
مُرتار = به معنی مرگ یا میرش باشد.
مُردار = به معنی مُرده و میرانده باشد.
سپاس!
یک مشکل اساسی در این پسوند این است که هم اسم مصدر می ساز و هم اسم فاعل:
پیشنهاد برای حل این مشکل:
از آنجا که معمولا پیش از این پسوند حرف های "د" یا "ت" می آیند. پس بهتر است است برای تمایز دادن اسم مصدر از اسم فاعل این کار ها انجام دهیم:
... [مشاهده متن کامل]
برای اسم مصدر تار بنویسیم و برای اسم فاعل یا مفعول دار:
برای نمونه :
کِردار = به معنی کنشمند باشد.
کرتار = به معنی کنش باشد.
لازم به ذکر است این یک بدعت نیست ، این واژه ها همین حالا هم در فارسی هستند ولی در متن تشخیص وتمایز آنها و حدس زدن منظور نویسنده با توجه به متن سخت است. این موضوع با این که از نظر پژوهشی و گرامری بسیار ازشمند و پر نکته است ولی از نظر کابرد مسعله ساز است.
نمونه 2 :
خواستار= به معنی خواهش باشد.
خواستدار = به معنی خواهنده باشد.
نمونه 3 =
خریتار = "خَرِش"
خریدار= خَرَنده
نمونه ی مفعولی:
گرفتار = به معنی گرفتگی باشد.
گرفدرا = به معنی "گرفته و گیر افتاده" باشد.
مُرتار = به معنی مرگ یا میرش باشد.
مُردار = به معنی مُرده و میرانده باشد.
سپاس!