پریاب

لغت نامه دهخدا

پریاب. [ پ َ ] ( اِخ ) نام رودخانه ای در فارس در ناحیه رستم از بلوک ممسنی.پریاب از چشمه مودکان برخاسته از کناره قلعه طوس گذشته به آب چشمه اسری و آب چشمه حاجت پیوسته رودخانه چال موره گردد. ( فارسنامه ناصری نسخه خطی ).

پیشنهاد کاربران

فراوان، زیاد، بی شمار /
برای نشان دادن گستردگی و فراوانی موجودات زنده یا غیرزنده در یک مکان یا زمان از کلمه �پُریاب� استفاده می شود و ممکن است کاربرد آن در جاهای مختلف بار معنایی مثبت و منفی به همراه داشته باشد، ضمن این که در مقابل آن به طور معمول کلمه کمیاب قرار می گیرد.