پرگودن

پیشنهاد کاربران

پَرگودَن ( پَرگای - ) از: معاف کردن از
پَرگایدار: معاف کردنی
پَرگایین: معاف گردمی
پَرگاییگ: معاف کردنی؛ بسته به معاف کردن
پَرگاییدار: معاف کننده
پَرگاییر: معاف کننده
پَرگودار: معاف کننده
...
[مشاهده متن کامل]

پَرگایاگ: معاف کننده
پَرگایان: معاف کننده
پَرگاییشن: معاف کردن
پَرگاییشنیگ: معاف کننده؛ معاف کردنی؛ بسته به معاف کردن
پَرگاییشنیه: معاف کردن
پَرگاییشنیها: با معاف کردن
پَرگایَگ: ابزاری برای معاف کردن، معاف کننده
پَرگایینَگ: ابزاری برای معاف کردن
پَدیشپَرگای: ابزاری برای معاف کردن
پَرگایید: معاف کرد؛ معاف کنید؛ معاف کردن؛ معاف کرده شده
پَرگاییدَک یا پَرگاییدَگ: معاف کرده؛ معاف کرده شده
پَرگود: معاف کرد؛ معاف کردن؛ معاف کرده شده
پَرگودَک یا پَرگودَگ: معاف کرده؛ معاف کرده شده
- پَرگای: معاف کننده ( کسی که به پیش این بون بچسبد ) ( از چیزی )
پَرگای: معاف کن؛ معاف کردن
پَرگایوُن: ابزاری برای معاف کردن