بر خواست / عقیده ی خود پافشاری کردن؛ لجبازی کردن
پاشا ( پاهاشا ) تو یک کفش کرد که الا و بلا [ اِل ْ لا وُ بِل ْ لا] همینا میخم
پاشو ( پاهاشو ) تو یک کفش کرد که الا و بلا [ اِل ْ لا وُ بِل ْ لا] همینا میخم
پاشا ( پاهاشا ) تو یک کفش کرد که الا و بلا [ اِل ْ لا وُ بِل ْ لا] همینا میخم
پاشو ( پاهاشو ) تو یک کفش کرد که الا و بلا [ اِل ْ لا وُ بِل ْ لا] همینا میخم