پاسداری کردن


معنی انگلیسی:
guard, keep, patrol, picket, watch, preserve, safeguard, uphold

مترادف ها

watch (فعل)
پاییدن، پاسداری کردن، مواظب بودن، مراقبت کردن، بر کسی نظارت کردن، نگهبانی دادن، نگهبان بودن

guard (فعل)
پاییدن، نگهبانی کردن، نگاه داشتن، محافظت کردن، نگهداری و دفاع کردن از، پاسداری کردن، محفوظ کردن، مصون داشتن

patrol (فعل)
گشت زدن، پاسداری کردن، پاسبانی کردن

فارسی به عربی

حارس , دوریة , ساعة یدویة

پیشنهاد کاربران

پاسداری ؛ پایش داری ، پائیدن ، پاس دادن
درک بهتر مفهوم کلمه ی پاسداری مرتبط با شرح مطلب زیر در خصوص نحوه ایجاد کلمه ی یواش در دایره واژگان در متن زیر تحلیل و تفسیر و تبیین شده است ؛
یواش ؛
...
[مشاهده متن کامل]

روند تغییر ریخت این کلمه در کانال و آبراه سیال مفاهیم از طریق کلمات قبل و بعد که منتهی به کلمات هم خانواده خودش با مفهوم مشترک پایش در ابعاد کاربردی مختلف می شود عبارتند از ؛
یواش ، یباش ، یپاش ، پایش ، پائیدن ، پایستگی ، پایسدگی ، پاسداری ، پایش داری ، پاس دادن ، پایش نمودن
به معنی پایش و مراقبت و بپا بودن ، مواظب بودن ، احتیاط کردن
در یک تعریف خلاصه ؛
عمل و حرکت و سخنی که همراه با پایش و پاسداری و احتیاط و مراقبت جهت پایدار ماندن باشد.
در قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر در مورد دو حرف ( و ب ) در ساختمان کلمه ی یواش و یباش مثل دروازه بان و دربازه بان در دایره واژگان قابل مشاهده است.
از طریق قانون لاتین در پاتیل کلمات در خصوص دو کلمه ی یواش و پایش مثل دو کلمه ی ابلیس و بعلوس که منشعب از کلمه ی بعل می باشد.