در جمهوری آذربایجان به پول پارا می گویند که به گمان می رسد همان واژه پارَک یا پارَگ همریشه است که در زبان پهلوی به چیم رشوه می باشد و رشوه بیشتر به پول است. در آذربایجان به پاره ( برخی ) هم پارا گفته می شود، برای نمونه بیر پارا اینسانلار به چیم یک گروه یا برخی انسانها است. از این رو پارا گویشی از پارَکیا پارَگ است. به گمان می رسد که پارَک برابر پهلوی همان واژه پول در زبان پهلوی است که در رشوه دادن هم به کار می رفته است، چه پی بردن به سرچشمه این گونه رشوه دشوار و رساندن و دادن و دم دست بودن آن نیز آسانتر است. شاید هم پارا خود واژه ای جداست برگرفته و ساخته شده از پیشوند پار که در زبان پهلوی به چیم پیش می باشد باشد. چه پیش از خرید یک کالا و . . . ، باید پرداخت شود یا فراهم شود. شاید پارا به نیکاس ) صورت ) پاراگ بوده است. به هر روی، با اَبَرنگرش ( توجّه ) به واژگان شناخته شده می توان نوشت:
... [مشاهده متن کامل]
پارتَن ( پار - ) : رشوه دادن؛ بخش کردن، تقسیم کردن
پاردار: رشوه دادنی؛ قابل تقسیم
پارداریه: رشوه دادنی بودن؛ قابل تقسیم بودن
پارین: رشوه دادنی؛ قابل تقسیم
پارینیه: رشوه دادنی بودن؛ قابل تقسیم بودن؛
پاریگ: رشوه دادنی؛ بسته به رشوه دادن؛ قابل تقسیم؛ تقسیمی
پارتار: رشوه دهنده؛ تقسیم کننده، مُقَسِّم، قاسم
پاراگ: رشوه دهنده؛ تقسیم کننده؛ مقسّم، قاسم
پاران: رشوه دهنده؛ تقسیم کننده، مقسِّم، قاسم
پاریر: رشوه دهنده؛ تقسیم کننده، مقسّم، قاسم
پاریشن: رشوه دادن؛ تقسیم کردن
پاریشنیک: رشوه دهنده؛ رشوه دادنی؛ بسته به رشوه دادن؛ مقسِّم؛ قابل تقسیم؛ تقسیمی
پاریشنیه: رشوه دادن؛ تقسیم
پاریشنیها: با رشوه دادن؛ با تقسیم کردن
پارَگ: ابزاری برای رشوه دادن، رشوه؛ پول؛ ابزاری برای تقسیم کردن، بخش، پاره، قسمت، سهم
پارینَگ: ابزاری برای رشوه دادن؛ ابزاری برای تقسیم کردن، پارینه
پارت: رشوه داد؛ رشوه دادن؛ رشوه داده شده؛ تقسیم کرد؛ تقسیم کردن، تقسیم؛ تقسیم شده، مقسوم؛ قسمت، بخش
پارتَگ: رشوه داده؛ رشوه داده شده؛ تقسیم کرده؛ تقسیم شده؛ مقسوم
پارتیگ: بسته به رشوه دادن؛ بسته به رشوه داده شده؛ دارای بخش، دارای قسمت، دارای سهم؛ تقسیمی، بسته به تقسیم کردن؛ بخشی، بسته به قسمت، مقسومی
- پار: رشوه دهنده؛ تقسیم کننده، مُقسِّم
پاریندَگ: رشوه دهنده؛ تقسیم کننده، مُقسّم
... [مشاهده متن کامل]
پارتَن ( پار - ) : رشوه دادن؛ بخش کردن، تقسیم کردن
پاردار: رشوه دادنی؛ قابل تقسیم
پارداریه: رشوه دادنی بودن؛ قابل تقسیم بودن
پارین: رشوه دادنی؛ قابل تقسیم
پارینیه: رشوه دادنی بودن؛ قابل تقسیم بودن؛
پاریگ: رشوه دادنی؛ بسته به رشوه دادن؛ قابل تقسیم؛ تقسیمی
پارتار: رشوه دهنده؛ تقسیم کننده، مُقَسِّم، قاسم
پاراگ: رشوه دهنده؛ تقسیم کننده؛ مقسّم، قاسم
پاران: رشوه دهنده؛ تقسیم کننده، مقسِّم، قاسم
پاریر: رشوه دهنده؛ تقسیم کننده، مقسّم، قاسم
پاریشن: رشوه دادن؛ تقسیم کردن
پاریشنیک: رشوه دهنده؛ رشوه دادنی؛ بسته به رشوه دادن؛ مقسِّم؛ قابل تقسیم؛ تقسیمی
پاریشنیه: رشوه دادن؛ تقسیم
پاریشنیها: با رشوه دادن؛ با تقسیم کردن
پارَگ: ابزاری برای رشوه دادن، رشوه؛ پول؛ ابزاری برای تقسیم کردن، بخش، پاره، قسمت، سهم
پارینَگ: ابزاری برای رشوه دادن؛ ابزاری برای تقسیم کردن، پارینه
پارت: رشوه داد؛ رشوه دادن؛ رشوه داده شده؛ تقسیم کرد؛ تقسیم کردن، تقسیم؛ تقسیم شده، مقسوم؛ قسمت، بخش
پارتَگ: رشوه داده؛ رشوه داده شده؛ تقسیم کرده؛ تقسیم شده؛ مقسوم
پارتیگ: بسته به رشوه دادن؛ بسته به رشوه داده شده؛ دارای بخش، دارای قسمت، دارای سهم؛ تقسیمی، بسته به تقسیم کردن؛ بخشی، بسته به قسمت، مقسومی
- پار: رشوه دهنده؛ تقسیم کننده، مُقسِّم
پاریندَگ: رشوه دهنده؛ تقسیم کننده، مُقسّم