پارسی باستان

فرهنگ فارسی

زبان رایج روزگار هخامنشیان که نمونهای از آن در کتیبه های پادشاهان این خاندان به خط میخی در دست است . این کتیبه ها در سرزمینای مختلف چون مرغاب تخت جمشید نقش رستم شوش بیستون همدان الوند وان ( در ارمنستان ) سوئز ( در مصر ) موجود است . کتیبه بیستون از داریوش بزرگ از بزرگترین کتیبه های جهان به شمار میرود و در آن از پیش آمدهای چهار و پنج سال نخستین از شهریاری داریوش سخن رفته است . شاهنشاهان هخامنشی که نوشته ای از خود به جای گذارده اند اینانند : کوروش بزرگ داریوش بزرگ خشایارشا اردشیر اول داریوش دوم اردشیر دوم و اردشیر سوم خط میخی پیش از آغاز میلاد مسیح از میان رفت و جای خود را به خط آرامی داد و فراموش شد .

پیشنهاد کاربران

زبان فارس ها در دوره هخامنشی را فارسی باستان مینامند که به دبیره میخی نوشته می شد.
دبیره میخی دارای ۵۰ نویسه یا حرف بود و از چپ به راست نوشته میشد. بیشتر نوشته هایی که هم اکنون در دست داریم مربوط به سنگ نوشته ها و خشت های گلی دوره هخامنشی است. با تازش اسکندر مقدونی به ایران، چند سالی خط یونانی جایگزین خط میخی شد و دوره زبان فارسی باستان به پایان رسید!
...
[مشاهده متن کامل]

زبان فارسی، بر پایه اسناد مکتوب و شواهد نوشتاری، به سه دوره تاریخی تقسیم می شود: فارسی باستان، فارسی میانه ( فارسی پهلوی ) و فارسی نو. کهن ترین اسناد شناخته شده این زبان به دوره شاهنشاهی هخامنشی، که دودمانی فارسی بود، تعلق دارد و برای تمایز این دوره از دوره های بعدی، آن را ( فارسی باستان ) می نامند.
در طی دوره های تاریخی، از زبان فارسی واژگان زیادی وارد زبان های گوناگون شده است؛ در فهرست زیر برخی از واژگان زبان فارسی باستان را میبینیم که پس از کوچ سکاها ( ساکسون ها ) به بریتانیا، با کمترین دگرگونی وارد زبان انگلیسی شده اند:
Old Persian: English
ad: eat
atar: enter
apara: para, far
arema: arm
bar: bear
duruva: durable
frya: friend
gāθu: gate
grab: grab
martya: mortal
mān: mind
hir: heir
herok: hero
hya: who
hadā: had
hauv: he
ši: she
šiyu: shoot
šta: sit, set
θah: say
ραθα: path
tars: terror
tya: that
upariy: up
van: win
var: wear, cover
vart: convert
vi: wide
vas: wish
yāra: year
yaθā: as
yavan: young
yuzhem: you
بر اساس پژوهش های دکتر مجید قدیمی، زبان شناس:
بر پایه نظریه زبان های نیاکانی که Nostratic Languages یا Borean Languages نامیده میشوند، همه زبان های جهان، بجز زبان قبیله های کوچک و دور افتاده از یک ریشه هستند که آن ریشه مشترک، با توجه به پیشینه و تاریخ سرزمین ایران که کهن ترین سر زمین جهان است همان زبان فارسی میباشد.
به زبان ساده تر: زبان فارسی، زبان منشأ و مادرِ زبان های جهان است.
پسگشت ( reference ) : در برگه 15، 9، 8 از کتاب ( ریشه شناسی واژگان شیرین ایرانی ) نوشته مجید قدیمی ( نوبت چاپ: یکم1401 ) آمده است.

پارسی باستانپارسی باستانپارسی باستانپارسی باستان
♦️پارسی باستان
زبان پارسی باستان نیای زبان فارسی امروزی است و در تقسیم بندی زبان شناختی یکی از زبان های شاخهٔ غربی زبان های ایرانی باستان محسوب می شود. پارسی باستان چنان که از نامش بر می آید زبان قدیم پارسیان بودی و بسیاری از کتیبه های شاهان هخامنشی به این زبان نوشته شده است. پارسی باستان با زبان اوستایی و به تبع آن زبان سنسکریت خویشاوندی نزدیکی می دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

آثار به جا مانده از این زبان به خط میخی هخامنشی است که از قرن ششم تا قرن چهارم پیش از میلاد تحریر شده اند. البته یک نمونه کتیبه هم در نقش رستم یافت شده است که به نظر می آید به زبان پارسی باستان است ولیکن به خط آرامی نوشته شده است و احتمال می رود که بعد از دورهٔ هخامنشی تحریر شده باشد. تنها چند واژه از آن تا کنون خوانده شده است.

چیزیکه مسلّم است و ما ایرانیان امروز می توانیم مطمئنن و یقینن و بدون شک و تردید و تعصب به آن باور داشته باشیم یا آنر پذیرا باشیم این است که مردم سرزمین ایران قبل از پیدایش و به ظهور رسیدن پادشاهان پیشدادی و کیانی و هخامنشی و قبل از پیدایش خط و زبان اوستایی تدوین گشته یا نوشته شده و بسیاردور تر از آن یعنی قبل از پیدایش خطوط سه گانه میخی سومری و ایلامی و اُگاریتی و خط هیروگلیف مصریان ، زبان داشته و بی زبان نبوده اند و حتا دارای علم یا دانش حضوری و حقیقی و روشن بوده اند . به زبان ادیبان و شاعران امروزی می توان گفت که خردمندان و آموزگاران گم نام آن اعصار دور ست دارای ایده های حقیقی و طلائی و منور و درخشان بوده اند در میدان های کلی خود شناسی ؛ انسان شناسی ؛ طبیعت و کیهان یا جهان شناسی ؛ جاودانگی شناسی عشق و زندگی ؛هستی و وجود و خدا شناسی بوده اند که نور و روشنایی آنها با پیدایش خطوط میخی و هیروگلیفی و خط های بعدی و بموازات آن پیچیده شدن هرچه بیشتر زبان و انباشته شدن اطلاعات روی همدیگر چه حقیقی و منطبق بر واقعیت و چه اوهامی و ابهامی و بریده از واقعیت اما لذت بخش برای مردم عادی از قبیل معارف اسطوره ای یا اساطیری در مورد خدایان و تمثیل ها یا مجسمه های گلی و چوبی و سنگی و فلزی آنها روی کره زمین و افسانه ها و حماسه ها و بخصوص پدیده های پرستش و ستایش و نیایش و دعا و مناجات بهمراه احداث تمپل ها و معابد و قربانی حیوانات در اطراف آنها و هزار و یک نو گمراهه روی های دیگر ، زیر هزاران خروار خاکستر و شاخ و برگ های انبوه و تنیده و بافته شده در هم و برهم ، پنهان و قائم شده اند. ما ایرانیان امروز و آینده و بخصوص آنانیکه به اصطلاح پرچمدار پارسی باستانی و میانه اند می توانیم بدانیم مشروط بر اینکه بخواهیم که آئین یکتا پرستی از طرف خداوند متعال و به امر وی و از آسمان در جهت رقابت و مقابله و مبارزه با آئین های بت پرستی نازل نشده و بر هستی و وجود انسان این چنین ظالمانه و بیرحمانه تحمیل نگردیده است بلکه بر خاسته از دل و زمینه های غنی و حاصلخیز آئین های بت پرستی بوده و فرزند راستین و وارث بر حق و ادامه دهنده راه و کمال نهائی جمیع آنها می باشد.
...
[مشاهده متن کامل]

واژه سانسکریت در اصل و ریشه به زبان فارسی و به شکل " زان سِکری ت " و به معنای دانش رمزی بوده است. اصول بنیادی و تزلزل ناپذیر آن دانش رمزی یا علم حضوری یا حکمت روشن اشراقی ( و نه از نوع حکمت تیره و تار دینی - اشراقی سروده شده توسط شیخ شهاب الدین سهروردی ملقب به شیخ اشراق ) در قالب راز ها و معانی ژرف در پشت پرده ظاهر گردونه مهر ایرانیان و چرخه تولد و مرگ هندوان و رسم هفت سین و دو عدد هفت و ده و چند واژه و عبارت و نام مندرج در اوستای نوشتاری، مصون و محفوظ باقی مانده و جاودانه هم پایدار خواهند ماند و مشمول حال تغییر و تحول و گذر زمان نمی باشند. نه تنها برای مردم هندوستان و ایران بلکه برای تک تک افراد انسانی ، کافی است که آن راز ها و معانی را کشف و شناخته و به زبان و روش علمی شرح و توضیح داده شوند. یا به بیانی دیگر لازم است که چراغ آن ایده های حقیقی و طلائی و منور و درخشان از زیر سبدهای قیر اندود شده و زیر تپه های خاکستر دفن گردیده یا به گور سپرده شده را بیرون کشید که به کمک نور آن انسان امروز و آینده بخصوص انسان آئینی و دینی را بتوان از این غرق شدگی در ظلمت های ژرف و جهل های علاج ناپذیر نجات داد و آنها را بسوی نور و روشنایی حقیقی هدایت نمود و آنهم بدون ادعای پیامبری و دریافت وحی با گوش سر که در طول تاریخ پیدایش انسان روی کره زمین تاکنون اتفاق نیافتاده است.
دو ایده طلائی و منور و درخشان دیگر در سرزمین یونان به دموکریت فیلسوف برجسته ماقبل سقراط و افلاطون و ارسطو تعلق دارند؛ یکی نظریه اتمی و دیگری نظریه دنیا های متناهی و مساوی و موازی و بیشمار. گردونه مهر ایرانیان و چرخه تولد و مرگ هندوان و چرخه متافیزیکی ارسطو به شکل " ماقبل - طبیعت - مابعد " یا بصورت " ایده ها - محسوسات - ایده ها " فقط و فقط در محتوای هرکدام از گیتی ها یا دنیا ها یا کیهان ها و یا جهان های متناهی و مساوی و موازی و بیشمار می توانند بطور کامل بچرخند و نه در یک جهان قدیمی و غیر حادث و باز و بیکران از نوع جهان ارسطویی یا در یک جهان محدود و متناهی که خدا در بیرون و در ورای آن سکنا گزیده بوده باشد از نوع جهان آئینی و دینی و فلسفی و عرفانی.

زبان فارسی باستان با خط میخی فارسی باستان نوشته می شد. خط میخی، کهن ترین خط شناخته شده جهان است و پیشینه آن به حدود 5200 سال پیش بازمی گردد.
برای نگارش زبان فارسی باستان، گونه ای ویژه از خط میخی پدید آمد که از نظر ساختار، نشانه ها و شیوه نگارش، با دیگر گونه های خط میخی تفاوت داشت و به طور اختصاصی برای نگارش زبان فارسی باستان به کار می رفت.
...
[مشاهده متن کامل]

رمزگشایی خط میخی فارسی باستان نقش مهمی در پژوهش های زبان شناسی و باستان شناسی داشت و راه را برای خواندن و رمزگشایی بسیاری از کتیبه ها و زبان های باستانی دیگری که با گونه های مختلف خط میخی نوشته شده بودند، هموار کرد.

اهورامزدا