پارسه گِرد: Parse Gerd : در شمال تخت جمشید، در دشت مرغاب و نزدیک دره ی پر پیچ و خم رود سیوند ( پلوار ) قرار دارد . رودی که دشت مرغاب را به مرودشت می پیوندد و سرانجام به رود کُـر می ریزد.
تخت جمشید نیز چهل کیلومتر از پارسه گرد، ( محل کاخ کوروش ) فاصله دارد.
... [مشاهده متن کامل]
یونانی Pasargadae شاید از تلفظ ایرانی باستان Parsagird باشد. اما املاء gird شگفت آور است زیرا gird تلفظ زبان های ایرانیِ میانه ی غربی از کلمه ی kirta در ایرانی باستان است، و این همان است که در نام دو شهر بروجرد و دستگرد و انواع دیگر آن دیده می شود، ولی تلفظ [گرد] در دوره هخامنشی عجیب است و شاید بتوان آنرا یکی از دلایلی شمرد که بعضی معتقدند در زمان هخامنشی هم محتملاً زبان رایج ، فارسیِ میانه بوده است و نوشتن کتیبه ها به فارسی باستان، به سبب ادبی و شاید مقدس شمردن آن بوده است. اما می توان جزء اول را pathra ( پاثره ) شمرد که به معنای حفاظت است . برابرِ فارسی پاس. ولی واژه پاثره نمی تواند فارسی باستان باشد. در هر حال در کلمۀ پارسه گرد میتوان کلمۀ gird را پسوند مکان دانست.
( از اسطوره تا تاریخ - مهرداد بهار )
تخت جمشید نیز چهل کیلومتر از پارسه گرد، ( محل کاخ کوروش ) فاصله دارد.
... [مشاهده متن کامل]
یونانی Pasargadae شاید از تلفظ ایرانی باستان Parsagird باشد. اما املاء gird شگفت آور است زیرا gird تلفظ زبان های ایرانیِ میانه ی غربی از کلمه ی kirta در ایرانی باستان است، و این همان است که در نام دو شهر بروجرد و دستگرد و انواع دیگر آن دیده می شود، ولی تلفظ [گرد] در دوره هخامنشی عجیب است و شاید بتوان آنرا یکی از دلایلی شمرد که بعضی معتقدند در زمان هخامنشی هم محتملاً زبان رایج ، فارسیِ میانه بوده است و نوشتن کتیبه ها به فارسی باستان، به سبب ادبی و شاید مقدس شمردن آن بوده است. اما می توان جزء اول را pathra ( پاثره ) شمرد که به معنای حفاظت است . برابرِ فارسی پاس. ولی واژه پاثره نمی تواند فارسی باستان باشد. در هر حال در کلمۀ پارسه گرد میتوان کلمۀ gird را پسوند مکان دانست.
( از اسطوره تا تاریخ - مهرداد بهار )