پادشاه ون از ژو ( به چینی: 周文王 ) ؛ فرمانروای ژو در اواخر دودمان شانگ در چین باستان بود. اگرچه اغلب با پسر چهارمش، حاکم ژو اشتباه گرفته می شود، اما آنها افراد تاریخی متفاوتی هستند. اگرچه این پسرش وو بود که پس از نبرد مویه، شانگ را فتح کرد، فرمانروا ون پس از مرگ به عنوان بنیانگذار دودمان ژو تجلیل شد و پس از مرگش به او عنوان پادشاه داده شد. [ ۱] بسیاری از سرودهای شی چینگ در ستایش میراث پادشاه ون هستند. برخی او را اولین قهرمان حماسی تاریخ چین می دانند. [ ۲]
نام ون، جی چانگ ( 姬昌 ) بود؛ او پسر تایرن و جی جیلی بود. جی جیلی فرمانروای ژو، ایالت کوچکی در کنار رودخانه وی در شاآنشی امروزی بود. در اواخر قرن ۱۲ پیش از میلاد پادشاه شانگ، ون دینگ به جیلی خیانت کرد و او را اعدام کرد؛ بنابراین چانگ جوان فرمانروای ژو شد.
ون با زنی به نام تایسی ازدواج کرد و از او ده پسر و یک دختر داشت؛ همچنین حداقل هشت پسر دیگر از همخوابه های دیگر داشت.
پس از مدتی پادشاه ژو شانگ، از ترس افزایش قدرت ون و تهمت زدن های مرزبان چونگ[ ۳] ، او را در یولی ( تانگیین کنونی در هنان ) به زندان انداخت. پسر بزرگ او، بو ییکائو، به نزد پادشاه ژو رفت تا برای آزادی پدرش را درخواست کند، اما چس از عصبانیت پادشاه شانگ با روش لینگچی اعدام شد؛ سپس از او کیک های گوشتی درست کردند و به پدرش در یولی خوراندند. با این حال، بسیاری از مقامات ( به ویژه سان یی شنگ و هونگ یائو ) به ون به دلیل حکومت شرافتمندانه اش احترام می گذاشتند و به پادشاه شانگ هدایای زیادی - از جمله طلا، اسب و زن - دادند تا ون را آزاد کند؛ پادشاه شانگ همچنین سلاح های شخصی اش را به او اهدا کرد و او را به درجه ویژه فرمانروای غرب ارتقا داد. ون تکه ای از زمین خود را در لو غربی به پادشاه شانگ پیشنهاد داد، او نیز به ون اجازه داد آخرین درخواستش را بکند. او درخواست کرد که مجازات ستون سوزان لغو شود و چنین هم شد.
پس از بازگشت به خانه، ون مخفیانه شروع به توطئه برای سرنگونی پادشاه ژو شانگ کرد. در سال نخست به عنوان فرمانروای غرب، او اختلافات زمینی بین ایالت های یو و روئی را حل و فصل کرد و در میان اشراف شهرت بیشتری به دست آورد. در این زمان بود که برخی از اشراف او را «پادشاه» نامیدند. سال بعد، ون، جیانگ زیا را در حال ماهیگیری در رودخانه پان یافت و او را به عنوان مشاور نظامی استخدام کرد. او همچنین تهاجم بربرهای چوانرونگ را دفع کرد و بخشی از سرزمین آنها را اشغال کرد. سال بعد، او علیه میکسو مبارزه کرد، رئیس ایالت میکسو ایالت های کوچکتر روآن و گونگ را مورد آزار و اذیت قرار می داد و بدین ترتیب این سه ایالت را ضمیمه خود کرد. سال بعد، او به لی، ایالت دست نشانده شانگ حمله کرد و سال بعد از آن نیز به ای، یک کشور شورشی مخالف شانگ حمله کرد و هر دو را فتح کرد. یک سال بعد او به چونگ، خانه هو، مرزبان چونگ، دشمن سرسخت خود حمله کرد و آن را شکست داد و به گدار منگ دسترسی یافت که از طریق آن می توانست ارتش خود برای حمله به شانگ عبور دهد. در آن زمان او حدود دو سوم کل پادشاهی را یا به عنوان دارایی مستقیم یا متحدان قسم خورده به دست آورده بود. در همان سال او پایتخت خود را در صد کیلومتری شرق از کوه چی به فنگ منتقل کرد و شانگ را در معرض تهدید قریب الوقوع قرار داد. با این حال، سال بعد، فرمانروای غرب، پیش از عبور از گدار درگذشت. با این وجود، شایان ذکر است که براساس منابع دیگر؛ او در نبرد با نیروهای متحد یین و شانگ کشته شده است. [ ۴]
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفنام ون، جی چانگ ( 姬昌 ) بود؛ او پسر تایرن و جی جیلی بود. جی جیلی فرمانروای ژو، ایالت کوچکی در کنار رودخانه وی در شاآنشی امروزی بود. در اواخر قرن ۱۲ پیش از میلاد پادشاه شانگ، ون دینگ به جیلی خیانت کرد و او را اعدام کرد؛ بنابراین چانگ جوان فرمانروای ژو شد.
ون با زنی به نام تایسی ازدواج کرد و از او ده پسر و یک دختر داشت؛ همچنین حداقل هشت پسر دیگر از همخوابه های دیگر داشت.
پس از مدتی پادشاه ژو شانگ، از ترس افزایش قدرت ون و تهمت زدن های مرزبان چونگ[ ۳] ، او را در یولی ( تانگیین کنونی در هنان ) به زندان انداخت. پسر بزرگ او، بو ییکائو، به نزد پادشاه ژو رفت تا برای آزادی پدرش را درخواست کند، اما چس از عصبانیت پادشاه شانگ با روش لینگچی اعدام شد؛ سپس از او کیک های گوشتی درست کردند و به پدرش در یولی خوراندند. با این حال، بسیاری از مقامات ( به ویژه سان یی شنگ و هونگ یائو ) به ون به دلیل حکومت شرافتمندانه اش احترام می گذاشتند و به پادشاه شانگ هدایای زیادی - از جمله طلا، اسب و زن - دادند تا ون را آزاد کند؛ پادشاه شانگ همچنین سلاح های شخصی اش را به او اهدا کرد و او را به درجه ویژه فرمانروای غرب ارتقا داد. ون تکه ای از زمین خود را در لو غربی به پادشاه شانگ پیشنهاد داد، او نیز به ون اجازه داد آخرین درخواستش را بکند. او درخواست کرد که مجازات ستون سوزان لغو شود و چنین هم شد.
پس از بازگشت به خانه، ون مخفیانه شروع به توطئه برای سرنگونی پادشاه ژو شانگ کرد. در سال نخست به عنوان فرمانروای غرب، او اختلافات زمینی بین ایالت های یو و روئی را حل و فصل کرد و در میان اشراف شهرت بیشتری به دست آورد. در این زمان بود که برخی از اشراف او را «پادشاه» نامیدند. سال بعد، ون، جیانگ زیا را در حال ماهیگیری در رودخانه پان یافت و او را به عنوان مشاور نظامی استخدام کرد. او همچنین تهاجم بربرهای چوانرونگ را دفع کرد و بخشی از سرزمین آنها را اشغال کرد. سال بعد، او علیه میکسو مبارزه کرد، رئیس ایالت میکسو ایالت های کوچکتر روآن و گونگ را مورد آزار و اذیت قرار می داد و بدین ترتیب این سه ایالت را ضمیمه خود کرد. سال بعد، او به لی، ایالت دست نشانده شانگ حمله کرد و سال بعد از آن نیز به ای، یک کشور شورشی مخالف شانگ حمله کرد و هر دو را فتح کرد. یک سال بعد او به چونگ، خانه هو، مرزبان چونگ، دشمن سرسخت خود حمله کرد و آن را شکست داد و به گدار منگ دسترسی یافت که از طریق آن می توانست ارتش خود برای حمله به شانگ عبور دهد. در آن زمان او حدود دو سوم کل پادشاهی را یا به عنوان دارایی مستقیم یا متحدان قسم خورده به دست آورده بود. در همان سال او پایتخت خود را در صد کیلومتری شرق از کوه چی به فنگ منتقل کرد و شانگ را در معرض تهدید قریب الوقوع قرار داد. با این حال، سال بعد، فرمانروای غرب، پیش از عبور از گدار درگذشت. با این وجود، شایان ذکر است که براساس منابع دیگر؛ او در نبرد با نیروهای متحد یین و شانگ کشته شده است. [ ۴]
wiki: پادشاه ون ژو