پائیز

/pA~iz/

لغت نامه دهخدا

پائیز. ( اِ ) خزان. خریف. برگ ریزان. تیر. تیرماه. بادبیز. بادبز. سفیدبری. ( برهان ). و آن مدت ماندن آفتاب است در بروج میزان و عقرب و قوس. سومین فصل سال. و کلمه پائیز با اینکه میان عامه بسیار متداول است در نظم و نثر فصحا یافته نشد.
- پائیز عمر ؛ روزگار پیری.
- امثال :
جوجه را در پائیز میشمارند ؛ یعنی جوجه های بهاره تا بپائیز رسند برخی در چاه و چاله افتد و بعضی را مرغان شکاری و شغال و روباه رباید و مثل در نظایر این مورد مستعمل است. نظیر: گوسفند را در آغل شمارند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پاییز .

جدول کلمات

برگریزان

پیشنهاد کاربران

پاییز ؛ پاییس ، پاییش ، پایِش ، پائیدن
فلسفه و حکمت انتخاب نمودن این کلمه برای این فصل از جهت پایش و مراقبت جهت حفظ پایداری از جهت شروع سرما و سرد شدن هوا در این فصل می باشد.
فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه در پهنه ی واژگان و دریای لغات از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات مرتبط با مفهوم مشترک پایش در کلمات هم خانواده در ابعاد کاربردی مختلف در متن زیر تحلیل و تفسیر و تبیین شده است ؛
...
[مشاهده متن کامل]

یواش ؛
روند تغییر ریخت این کلمه در کانال و آبراه سیال مفاهیم از طریق کلمات قبل و بعد که منتهی به کلمات هم خانواده خودش با مفهوم مشترک پایش و پائیدن در ابعاد کاربردی مختلف می شود عبارتند از ؛
یواش ، یباش ، یپاش ، پایش ، پائیدن ، پایستگی ، پایسدگی ، پاسداری ، پایش داری ، پایش داشتن ، پاس دادن ، پایش نمودن
به معنی پایش و مراقبت و بپا بودن ، مواظب بودن ، احتیاط کردن
در یک تعریف خلاصه ؛
عمل و حرکت و سخنی که همراه با پایش و پاسداری و احتیاط و مراقبت جهت پایدار ماندن باشد.
در قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر در مورد دو حرف ( و ب ) در ساختمان کلمه ی یواش و یباش مثل دروازه بان و دربازه بان در دایره واژگان قابل مشاهده است.
همچنین از طریق این قانون در خصوص حروف ( س ز ش ) در ایجاد ساختمان کلماتی مثل پاییز پاسداری و پایش مثل دو کلمه ی موسیقی و موزیک و فراوان از این دست کلمات قابل مشاهده است.
از طریق قانون لاتین در پاتیل کلمات در خصوص مدل دو کلمه ی یواش و پایش مثل دو کلمه ی ابلیس و بعلوس که منشعب از کلمه ی بعل می باشد قابل مشاهده است.

خریف