ولوله انداختن
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
مترادف ها
طنین انداختن، پیچیدن، منعکس کردن، ولوله انداختن
پیشنهاد کاربران
حیله یک واژه ایرانیست
در هِلهِله / هِل / hill / هِلِه یا هیله مازندرانی به مینای آتش بکار رفته است
پِل و هِل هر دو به تندی ، غوغا و آتشین اشاره دارند و در زبان لاتین هم به جهنم hell گفته میشود با اینرو
... [مشاهده متن کامل]
برای حیل/ هِل دو مینا بکار رفته است
1 - تندی و آتشین
2 - غوغا
3 - مکر و دوزخین که خود دوز و دوزبازی به مکر اشاره دارد بنابراین دوزخ هم به حیله / هِل و hell اشاره دارد.
مثال پِل = پِلپِل ( فلفل ) / فلافل / فِلفور و . . . .
پیله از همان پِل آمده یعنی تندی در رفتار و بی شیله پیله یعنی بدون تندی = آرام و احتمالا شیله نیز از شُلی آمده => بی شیله پیله یعنی بدون کندی و تندی = نرمال بودن
وِل / وِلو / شَل / شِل / شُل همگی اشاره به رهایی دارند در اثر رهایی شل شدن و تکان خوردن پدید می آید => وِلوِله = غوغا و تکیدن ( خود تک اشاره به حمله و شور و رهایی دارد = منفرد )
وِل شدن = رها شدن = منفرد شدن
وول خوردن = تکان خوردن ( اثر ناشی از رهایی و ولو و شُلی )
در هِلهِله / هِل / hill / هِلِه یا هیله مازندرانی به مینای آتش بکار رفته است
پِل و هِل هر دو به تندی ، غوغا و آتشین اشاره دارند و در زبان لاتین هم به جهنم hell گفته میشود با اینرو
... [مشاهده متن کامل]
برای حیل/ هِل دو مینا بکار رفته است
1 - تندی و آتشین
2 - غوغا
3 - مکر و دوزخین که خود دوز و دوزبازی به مکر اشاره دارد بنابراین دوزخ هم به حیله / هِل و hell اشاره دارد.
مثال پِل = پِلپِل ( فلفل ) / فلافل / فِلفور و . . . .
پیله از همان پِل آمده یعنی تندی در رفتار و بی شیله پیله یعنی بدون تندی = آرام و احتمالا شیله نیز از شُلی آمده => بی شیله پیله یعنی بدون کندی و تندی = نرمال بودن
وِل / وِلو / شَل / شِل / شُل همگی اشاره به رهایی دارند در اثر رهایی شل شدن و تکان خوردن پدید می آید => وِلوِله = غوغا و تکیدن ( خود تک اشاره به حمله و شور و رهایی دارد = منفرد )
وِل شدن = رها شدن = منفرد شدن
وول خوردن = تکان خوردن ( اثر ناشی از رهایی و ولو و شُلی )