وَرَع ، وَلَع ؛
لشکر خود با ورع در دل و جانت شکست
شب همه شب همدم دیده ی بیدار باش
چنانچه فلسفه ی ایجاد و پیدایش این دو کلیدواژه را در آبراه سیال حروف و مفاهیم که منتهی به پهنه ی وسیع و عمیق دریای واژگان می شود از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات تحلیل و تفسیر و بررسی کنیم بدینصورت قابل تبیین می شود ؛
... [مشاهده متن کامل]
کلمه ی وَرَع به لحاظ ارتباط کلمات هم خانواده تغییر ریخت یافته ی کلمه ی وَلَع با اصطلاح رایج حرص و ولع می باشد.
دو حرف ( ر ل ) در کلمه ی ورع و ولع که دارای ذات آوایی مستمر و ممتد در مدل صدور آوا می باشند و نماد وجود یک جریانی از انرژی و نور و نیرو در مفهوم کلمات می باشند از طریق قانون قلب ها جهت منقلب شدن و خیز برداشتن کلمات به سمت ابعاد مختلف با یک راسته ی مفهومی قابل تبدیل به همدیگر می باشند.
تفاوت این دو حرف در دو ساختمان باعث ایجاد دو مفهوم مادی و معنوی یا خشک و تر یا جامد و مایع و . . . در ابعاد کاربردی مختلف در باطن این دو کلمه می شود.
مفهوم پنهان و نهفته در کلمه ی ورع اشاره به یک تمایل و حس شدید ظاهری و بیرونی و مادی و فیزیکی و خرامان گونه و سخت افزاری و قابل رویت در مدل رفتارها و عملکردهای ما را در دو جهت مثبت و منفی دارد. مثل دست و پا زدن و بی قراری کردن برای رفع تشنگی و گشنگی و رسیدن به آب و نون و موارد اینچنینی.
مفهوم پنهان و نهفته در کلمه ی ولع اشاره به یک تمایل و حس شدید درونی و باطنی و فکری و معنوی و نرم افزاری و سیال در مدل رفتارهای حکیمانه و اندیشمندانه و معنوی و مطالعاتی و مدرکانه ی ما را در دو جهت مثبت و منفی دارد. مثل حس عاشقانه برای رسیدن به معشوق یا حس تشنگی رسیدن به روشنایی و نور علم و ایمان و موارد اینچنینی.
مصدر و بن واژه و ریشه ی کلمه ی ورع و ولع، کلمه ی وَر می باشد.
مفهوم نهفته در صندوقچه ی کلمه ی ورع و ولع اشاره به وَر آمدن و برآمدن یک حس و میل ظاهری و باطنی را در وجود ما دارد.
حرف ( و ) در کلمه ی ورع و ولع قابل تبدیل به حرف ب می باشد و باعث مشاهده شدن مفهوم ورز آمدن و ورزیدگی و ورزش با اصطلاح برآمدگی و بارآمدن و بالا آمدن یک مفهوم در ساختمان کلمات مورد هدف در باطن این کلمات می شود.
از طریق مفهوم ورآمدن و برآمدگی در کلمات دیگر در پهنه ی واژگان و دریای لغات ، اصطلاح بحر و بر به معنی دریا و خشکی از جهت برآمدگی خشکی و عمیق بودن دریا دارای معنا و مفهوم می باشد.
جانمایی حرف ( ح ) در میان کلمه ی ( بَر ) به معنی خشکی که به حالت موج دریا نیز صورتگری و نگارگری شده است و دارای ذات آوایی گرم و عمیق از محل صدور آوا از عمق دهان آوای این حرف صادر می شود باعث ایجاد کلمه ی بحر و انطباق مفهوم این کلمه با سطح وسیع و عمیق دریا می شود .
از زاویه ی حکمت نگارش و صورتگری حروف، چنانچه حرف ( ح ) به صورت حرف ( ه ) در ساختمان کلمه ی ( بهر ) ابراز وجود می کرد اشاره به قابل بهره برداری بودن یک مفهوم که دارای پیرامون عمیق است را در مفهوم عمق دریا برای ذهن صحنه ساز ما و درک مفاهیم ایجاد می کرد.
لشکر خود با ورع در دل و جانت شکست
شب همه شب همدم دیده ی بیدار باش
چنانچه فلسفه ی ایجاد و پیدایش این دو کلیدواژه را در آبراه سیال حروف و مفاهیم که منتهی به پهنه ی وسیع و عمیق دریای واژگان می شود از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات تحلیل و تفسیر و بررسی کنیم بدینصورت قابل تبیین می شود ؛
... [مشاهده متن کامل]
کلمه ی وَرَع به لحاظ ارتباط کلمات هم خانواده تغییر ریخت یافته ی کلمه ی وَلَع با اصطلاح رایج حرص و ولع می باشد.
دو حرف ( ر ل ) در کلمه ی ورع و ولع که دارای ذات آوایی مستمر و ممتد در مدل صدور آوا می باشند و نماد وجود یک جریانی از انرژی و نور و نیرو در مفهوم کلمات می باشند از طریق قانون قلب ها جهت منقلب شدن و خیز برداشتن کلمات به سمت ابعاد مختلف با یک راسته ی مفهومی قابل تبدیل به همدیگر می باشند.
تفاوت این دو حرف در دو ساختمان باعث ایجاد دو مفهوم مادی و معنوی یا خشک و تر یا جامد و مایع و . . . در ابعاد کاربردی مختلف در باطن این دو کلمه می شود.
مفهوم پنهان و نهفته در کلمه ی ورع اشاره به یک تمایل و حس شدید ظاهری و بیرونی و مادی و فیزیکی و خرامان گونه و سخت افزاری و قابل رویت در مدل رفتارها و عملکردهای ما را در دو جهت مثبت و منفی دارد. مثل دست و پا زدن و بی قراری کردن برای رفع تشنگی و گشنگی و رسیدن به آب و نون و موارد اینچنینی.
مفهوم پنهان و نهفته در کلمه ی ولع اشاره به یک تمایل و حس شدید درونی و باطنی و فکری و معنوی و نرم افزاری و سیال در مدل رفتارهای حکیمانه و اندیشمندانه و معنوی و مطالعاتی و مدرکانه ی ما را در دو جهت مثبت و منفی دارد. مثل حس عاشقانه برای رسیدن به معشوق یا حس تشنگی رسیدن به روشنایی و نور علم و ایمان و موارد اینچنینی.
مصدر و بن واژه و ریشه ی کلمه ی ورع و ولع، کلمه ی وَر می باشد.
مفهوم نهفته در صندوقچه ی کلمه ی ورع و ولع اشاره به وَر آمدن و برآمدن یک حس و میل ظاهری و باطنی را در وجود ما دارد.
حرف ( و ) در کلمه ی ورع و ولع قابل تبدیل به حرف ب می باشد و باعث مشاهده شدن مفهوم ورز آمدن و ورزیدگی و ورزش با اصطلاح برآمدگی و بارآمدن و بالا آمدن یک مفهوم در ساختمان کلمات مورد هدف در باطن این کلمات می شود.
از طریق مفهوم ورآمدن و برآمدگی در کلمات دیگر در پهنه ی واژگان و دریای لغات ، اصطلاح بحر و بر به معنی دریا و خشکی از جهت برآمدگی خشکی و عمیق بودن دریا دارای معنا و مفهوم می باشد.
جانمایی حرف ( ح ) در میان کلمه ی ( بَر ) به معنی خشکی که به حالت موج دریا نیز صورتگری و نگارگری شده است و دارای ذات آوایی گرم و عمیق از محل صدور آوا از عمق دهان آوای این حرف صادر می شود باعث ایجاد کلمه ی بحر و انطباق مفهوم این کلمه با سطح وسیع و عمیق دریا می شود .
از زاویه ی حکمت نگارش و صورتگری حروف، چنانچه حرف ( ح ) به صورت حرف ( ه ) در ساختمان کلمه ی ( بهر ) ابراز وجود می کرد اشاره به قابل بهره برداری بودن یک مفهوم که دارای پیرامون عمیق است را در مفهوم عمق دریا برای ذهن صحنه ساز ما و درک مفاهیم ایجاد می کرد.