وقی
لغت نامه دهخدا
وقی. [ وَ قی ی ] ( ع ص ) ( سرج... ) زینی که پشت ریش نکند ستور را. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
وقی. [ وُ قی ی ] ( ع اِمص ) پرهیزگاری. || حفظ و نگاهداشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ( مص ) اصلاح کردن. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
تقوا و وقی یعنی خوب خود را نزد خدا نگه داشتن ، خوب خود را حفظ کردن در نور الهی و محبت خداوندی ، خوب ترمز کردن و در نور الهی ماندن، توقف و نگه داشتن خود با راز و نیاز کردن و عبادت و بندگی کردن با خدا. قطعا کسی که بتواند در این حالات ترمز کند و خود را نزد خدا نگه دارد و سقوط ننماید و دور نگردد قطعا دیگر در این حالات دچار جرم ، اثم و ذنب که جناح هستند نمی گردد.
... [مشاهده متن کامل]
محمد رضا فراهانی مهر
... [مشاهده متن کامل]
محمد رضا فراهانی مهر
تقوا و وقی به معنای حفظ و نگهداشت خدا در تمام مراتب وجودی و موجودات است. یعنی همان وحدت وجود و لا اله الا لله. به هر جا بنگرم آنجا تو بینم