وَ قِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ ( از آیه ی7 سوره مبارکه غافر )
و آنان را از عذاب دوزخ مصون و محفوظ فرما.
قِ در اصل تَقِی بوده، براى ساختن امر حاضر، باید حرف مضارعه ی حذف شده و حرف آخر هم ساکن شود. حرف آخر آن، یاء حرف عله است که طبق قاعده ی حذف حرف عله در هنگام جزم حذف می شود.
... [مشاهده متن کامل]
توضیح بیشتر درباره قاعده بالا:
در مضارع معتل ناقص، حرف عله در هنگام جزم ( وقتی فعل با /لم/ و ادوات جزم دیگر بیاید یا فعل امر باشد ) حذف می شود یا به عبارتی در امر و مضارع مجزوم فعل های ناقص در صیغه های بدون ضمیر بارز حرف عله حذف می شود.
تَقِی ← قِی ← قِ ( نگهدار )
سوال، اصلأ فعل تَقِی از کجا آمده است؟
تَقِی صیغه هفتم از فعل یَقی است که در ادامه، چهارده صیغه آن صرف می شود:
یَقی ( نگه می دارد ) یَقِیَانِ یَقُونَ تَقِی تَقِیَانِ یَقیِنَ تَقِی تَقِیَانِ تَقُونَ تَقِینَ تَقِیَانِ تَقِینَ أَقِی نَقِی
سوال، آیا شکل اولیه فعل یَقی همین بوده یا تغییر کرده است؟
قبل از پرداختن به این سوال باید گفت این فعل، فعل� لفیف است یعنی از سه حرف اصلی، دو حرف آن حرف عله است فعل وَقی حرف یاء آن مشمول قواعد فعل معتل ناقص می شود و حرف واو آن مشمول قواعد فعل معتل مثال می شود.
توضیح بیشتر:
لفیف، کلمه اى است که در حروف اصلى آن، دو حرف عله باشد و بر دو قسم است: مقرون، مفروق.
مقرون، آن است که دو حرف علّه درکنار هم باشند؛ مانند: طَوَى ( پیچاند ) .
مفروق، آن است که دو حرف علّه از هم جدا باشند؛ مانند: وَقَى ( نگه داشت ) .
لفیف مقرون، مانند ناقص صرف می شود; زیرا در لفیف مقرون فرض می شود که عین الفعل، حرف علّه نیست.
اما صرف لفیف مفروق، هم با رعایت قواعد مثال امکان پذیر است و هم با رعایت قواعد ناقص; زیرا لفیف مفروق، هم مثال است و هم ناقص.
خب، یَقِی در اصل یَوْقِىُ بوده که ابتدا طبق قاعده ی زیر، واو آن حذف شده است:
فعل معتل مثال در زمان مضارع شامل قاعده اعلال حذف می شود یا به عبارتی، در فعل معتل مثال واوی مانند یَوْقِىُ حرف واو در اثر اضافه شدن پیشوند به ابتدای فعل، ساکن شده و سپس حذف می شود و به� یَقِیُ تبدیل می گردد.
یَوْقِیُ ← یَقِیُ، و یَقِیُ هم طبق قاعده ی زیر، ضمه ی آخرش حذف شده است:
واو مضموم ماقبل مضموم و نیز یاء مضموم ماقبل مکسور، اگر در آخر مضارعِ ناقص قرار گیرند، ضمه ی آنها حذف می شود.
یَقِیُ ← یَقِی.
سوال، آیا فعل امر قِ در وَقِهِمُ ( تشکیل شده از واو ربط ، فعل قِ، و ضمیر هُم ) با فعل تَقِ در آیه مبارکه زیر از یک خانواده هستند؟
وَقِهِمُ السَّیِّئَاتِ وَمَن تَقِ السَّیِّئَاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ( آیه ی٩ سوره مبارکه غافر )
ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ، ﺍﺯ ﺳﺨﺘﻲ ﻫﺎی ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺣﻔﻈﺸﺎﻥ ﻛﻦ. ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺑﺪی ﻫﺎ ﺣﻔﻈﺸﺎﻥ ﻛﻨﻲ، ﺣﺴﺎﺑﻲ ﻟﻄﻒ ﻛﺮﺩﻩ ﺍی ﻭ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﺁﻥ ﻛﺎﻣﻴﺎﺑﻲ ﺑﺰﺭﮒ!
تَقِ در اصل همان تَقِی صیغه هفتم از فعل یَقی است. تَقِی بعلت شرطی شدن مجزوم شده و طبق قاعده ی اعلال که توضیح داده شد حرف عله آن حذف گردیده فقط حرف مضارعه آن سرجای خودش هست چون در ساخت فعل امر نیاز به حذف آن بود.
مَن ( در آیه بالا ) :اسم شرط.
تَقِ:فعل شرط، علامت جزم حذف حرف عله.
و آنان را از عذاب دوزخ مصون و محفوظ فرما.
قِ در اصل تَقِی بوده، براى ساختن امر حاضر، باید حرف مضارعه ی حذف شده و حرف آخر هم ساکن شود. حرف آخر آن، یاء حرف عله است که طبق قاعده ی حذف حرف عله در هنگام جزم حذف می شود.
... [مشاهده متن کامل]
توضیح بیشتر درباره قاعده بالا:
در مضارع معتل ناقص، حرف عله در هنگام جزم ( وقتی فعل با /لم/ و ادوات جزم دیگر بیاید یا فعل امر باشد ) حذف می شود یا به عبارتی در امر و مضارع مجزوم فعل های ناقص در صیغه های بدون ضمیر بارز حرف عله حذف می شود.
تَقِی ← قِی ← قِ ( نگهدار )
سوال، اصلأ فعل تَقِی از کجا آمده است؟
تَقِی صیغه هفتم از فعل یَقی است که در ادامه، چهارده صیغه آن صرف می شود:
یَقی ( نگه می دارد ) یَقِیَانِ یَقُونَ تَقِی تَقِیَانِ یَقیِنَ تَقِی تَقِیَانِ تَقُونَ تَقِینَ تَقِیَانِ تَقِینَ أَقِی نَقِی
سوال، آیا شکل اولیه فعل یَقی همین بوده یا تغییر کرده است؟
قبل از پرداختن به این سوال باید گفت این فعل، فعل� لفیف است یعنی از سه حرف اصلی، دو حرف آن حرف عله است فعل وَقی حرف یاء آن مشمول قواعد فعل معتل ناقص می شود و حرف واو آن مشمول قواعد فعل معتل مثال می شود.
توضیح بیشتر:
لفیف، کلمه اى است که در حروف اصلى آن، دو حرف عله باشد و بر دو قسم است: مقرون، مفروق.
مقرون، آن است که دو حرف علّه درکنار هم باشند؛ مانند: طَوَى ( پیچاند ) .
مفروق، آن است که دو حرف علّه از هم جدا باشند؛ مانند: وَقَى ( نگه داشت ) .
لفیف مقرون، مانند ناقص صرف می شود; زیرا در لفیف مقرون فرض می شود که عین الفعل، حرف علّه نیست.
اما صرف لفیف مفروق، هم با رعایت قواعد مثال امکان پذیر است و هم با رعایت قواعد ناقص; زیرا لفیف مفروق، هم مثال است و هم ناقص.
خب، یَقِی در اصل یَوْقِىُ بوده که ابتدا طبق قاعده ی زیر، واو آن حذف شده است:
فعل معتل مثال در زمان مضارع شامل قاعده اعلال حذف می شود یا به عبارتی، در فعل معتل مثال واوی مانند یَوْقِىُ حرف واو در اثر اضافه شدن پیشوند به ابتدای فعل، ساکن شده و سپس حذف می شود و به� یَقِیُ تبدیل می گردد.
یَوْقِیُ ← یَقِیُ، و یَقِیُ هم طبق قاعده ی زیر، ضمه ی آخرش حذف شده است:
واو مضموم ماقبل مضموم و نیز یاء مضموم ماقبل مکسور، اگر در آخر مضارعِ ناقص قرار گیرند، ضمه ی آنها حذف می شود.
یَقِیُ ← یَقِی.
سوال، آیا فعل امر قِ در وَقِهِمُ ( تشکیل شده از واو ربط ، فعل قِ، و ضمیر هُم ) با فعل تَقِ در آیه مبارکه زیر از یک خانواده هستند؟
وَقِهِمُ السَّیِّئَاتِ وَمَن تَقِ السَّیِّئَاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ( آیه ی٩ سوره مبارکه غافر )
ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ، ﺍﺯ ﺳﺨﺘﻲ ﻫﺎی ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺣﻔﻈﺸﺎﻥ ﻛﻦ. ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺑﺪی ﻫﺎ ﺣﻔﻈﺸﺎﻥ ﻛﻨﻲ، ﺣﺴﺎﺑﻲ ﻟﻄﻒ ﻛﺮﺩﻩ ﺍی ﻭ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﺁﻥ ﻛﺎﻣﻴﺎﺑﻲ ﺑﺰﺭﮒ!
تَقِ در اصل همان تَقِی صیغه هفتم از فعل یَقی است. تَقِی بعلت شرطی شدن مجزوم شده و طبق قاعده ی اعلال که توضیح داده شد حرف عله آن حذف گردیده فقط حرف مضارعه آن سرجای خودش هست چون در ساخت فعل امر نیاز به حذف آن بود.
مَن ( در آیه بالا ) :اسم شرط.
تَقِ:فعل شرط، علامت جزم حذف حرف عله.