وشا
/vaSA/
لغت نامه دهخدا
وشا. [ وَ ] ( اِ ) صمغی است که بخور کنند بوی خوش را، این صمغ معطر است و در آتش ریزند و آن صمغ فرولا گالبانی فرا باشد، و آن را باریجه نیز نامند: کندر و وشا. ( گیاه شناسی گل گلاب ).
فرهنگ فارسی
صمغی است که بخور کنند بوی خوش را این صمغ معطر است و در آتش ریزند و آن صمغ فرولاگالبانی فرا باشد و آنرا باریجه نیز نامند کندر و وشا
گویش مازنی
پیشنهاد کاربران
وشا Wsha
این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گشاد است، این واژه دقیقا همان گشاد فارسی است به این صورت که حرف گ تبدیل به و شده است و حرف د نیز حذف شده. البته در گویش کردی سورانی به صورت بشا تلفظ می شود.
این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی گشاد است، این واژه دقیقا همان گشاد فارسی است به این صورت که حرف گ تبدیل به و شده است و حرف د نیز حذف شده. البته در گویش کردی سورانی به صورت بشا تلفظ می شود.
وشا =به کسر و
Vesha
درزبان لکی این کلمه به معنای //گشاد //است .
درزبان لکی این کلمه به معنای //گشاد //است .
وشا =
درزبان لکی وکردی به معنای //گشاد //, می باشد .
درزبان لکی وکردی به معنای //گشاد //, می باشد .