لغت نامه دهخدا
- وسایط نقلیه ؛ هر وسیله موتوری یا غیرموتوری که حمل بار یا انسان کند.
|| ( اصطلاح صوفیه ) اسبابی که به تعلق کردن آن به مراد رسند. ( فرهنگ فارسی معین از تاریخ تصوف تألیف غنی ص 657 ).
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱- جمع وسیطه .توضیح در تداول فارسی جمع ((واسطه ) ) گرفته شود. ۲- اسبابی که بتعلق کردن آن بمراد رسند.
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. [جمعِ وَسیطَة] = وسیط
پیشنهاد کاربران
وسایط. [ وَ ی ِ ] ( ع اِ ) وسائط. ج ِ وسیطة. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ) . || در تداول فارسی جمع واسطه گفته می شود. ( فرهنگ فارسی معین ) .
- وسایط نقلیه ؛ هر وسیله موتوری یا غیرموتوری که حمل بار یا انسان کند.
... [مشاهده متن کامل]
|| ( اصطلاح صوفیه ) اسبابی که به تعلق کردن آن به مراد رسند. ( فرهنگ فارسی معین از تاریخ تصوف تألیف غنی ص 657 ) .
منبع. لغت نامه دهخدا
- وسایط نقلیه ؛ هر وسیله موتوری یا غیرموتوری که حمل بار یا انسان کند.
... [مشاهده متن کامل]
|| ( اصطلاح صوفیه ) اسبابی که به تعلق کردن آن به مراد رسند. ( فرهنگ فارسی معین از تاریخ تصوف تألیف غنی ص 657 ) .
منبع. لغت نامه دهخدا
وسایل ها
وسیطه مفرد وسایطه
احتمالاً مفردش میشه واسط
الان دقیقا مفرد وسایط چی میشه؟؟؟لطفا یکی ب من بگه
وسایل درسته ؟!
واسطه ها
میانورها