ورطه یا ورته با تبدیل واو به ب / پ / ف و تبدیل ت یا ط به دال به اشکال زیر نوشته میشود
1 - برطه / برته / برده
2 - پرطه / پرته / پرده
3 - فرطه / فرته / فرده
4 - گرطه / گرته / گرده
شماره 1 نمیتواند درست باشد چون همچین چیزی نداریم و اگر هم داریم درست نیست همچون برده
... [مشاهده متن کامل]
شماره 4 نمیتواند درست باشد چون اشاره به پودر و گَرد دارد
شماره 2 و 3 اشاره به پرت شدن و افتادن به درون چیزی یا اشاره به شدت دارد ؛ از انجاکه ورطه نوعی پرتگاه است و میتواند پرتاب به چیز خوب یا بد باشد بنابراین ورطه چیزی شدن اشاره به همان پرته و ورته دارد که ورطه نوشته شد ( توضیح اینکه در خط های ایرانی برای اینکه یک اواز مشابه در نوشتن با چیز دیگری اشتباه گرفته نشود انرا با اشکال مختلفی از حروه همصدا مینوشتند یغنی چی؟؟؟ یعنی ط/ت
ز/ظ/ذ /ض
ص/ث/س
که برای متوجه کردن خواننده از مورد نظر نویسند بوده
بازهم یعنی چی؟؟؟ یعنی ورطه یا ورته ای که مورد اختلاف هست با واژه ای با همین آواز مورد کاربرد بوده که یکی از آن به شکل ورته یا ورطه نوشته شد اما هر یک را به چیز با منظور خاص نسبت دادند.
مصال مشابه
گِرد ( دایره ای ) / گَرد ( پودری و غربالی ) که هر دو با دایره و ذره ای بودن اشاره دارند از همینرو گردیدن ساخته شد یعنی دایره وار و گوی مانند و گرده را به پودر نسبت دادند که ریز و دایره ای میباشد ( اینجا اختلاف بر سر اِ یا اَ میباشد همچنین است که با اُ واژه گُرد و گُردان را سختند که باز هم از اینجا ساخته شد )
اما در برخی جاها با استفاده اط اشکال مختلف نوشتن به آواز مشابه را به چند منظور نسبت دادند که گفته شد.
ورطه واژه ای پارسی ایرانی هست
اگر از زاویه جهان بینی کلمات به این کلمه نگاه کنیم و ببینیم این کلمه چه حرفی برای گفتن به ما دارد اینطور می شود تبیین کرد؛
کلمه وَرطه مرتبط با کلمه فَرط می باشد. اصطلاح اینکه می گویند از فَرط خستگی یعنی از خستگی زیاد. حرف ( و ف ) با توجه به نزدیکی محل صدورشان از ابزارهای دهان برای ایجاد آوا قابل تبدیل شدن به هم هستند.
... [مشاهده متن کامل]
کلمه افراط و تفریط دو سمت بسیار زیاد و بسیار کم بودن چیزی را نشان می دهد. کلمه ورطه و افراط و تفریط و فرد و ورود و فرود مرتبط با عمل مخرب و بسیار زیاد یک فرد می باشد.
کلمه ورطه اعمال ناپسند و اصطلاحاً گناهان زیادی که دل انسان را سنگ می کند و چشم و گوش انسان را از دیدن حقایق کور و کر می کند. و تشخیص حق و ناحق و حرام و حلال و درست و غلط را در انسان از بین می برد و انسان را برده هواهای نفسانی و حیوانی می کند. و در روح و جسم انسان بیماری ایجاد می کند. در یک تعریف ساده ورطه یعنی افراط و تفریط و از تعادل خارج شدن.
میدان
مانند ورطه الحاد
بمعنی میدان کفر و زِندیق .
ورطه در اوستایی ورته varata به معنی گرداب، در سنسکریت ورته varta به معنی گردش، چرخش، پیچش است؛ در سغدی وارذ vārz؛ پس این واژه عربی نیست و نگارش درست آن ورته می باشد.
جناب هنرزاده همه واژگان تازی از پارسی است همین نظریات کص شعر شما مارا بدبخت کرد!.
ورطه =
۱ ) مهلکه
۲ ) جای مرگ و هلاکت
۳ ) خطر
۴ ) زمین پست
میدان هلاکت
مخمصه
به معنای:مهلکه - هلاکت - زمین پست - خطر و دشواری است.
زمین پست هم هست که اکثر افراد نمیدونن
جای نابودی
سلام و کلام ، واژه [ورطه] مستقلا به معنای ( هلاکت و نابودی ) می باشد.
نکته : بنابراین ، بکار گیری همزمان دو واژه هم معنا و بصورت آمیخته [ در ورطه نابودی ] [حشو قبیح ] بوده و از [ اغلاط مصطلح ] فرجام به نیکی [نفیسی]✒️
ورطه در زبان فارسی به معنای:مهلکه - هلاکت - زمین پست - خطر و دشواری است.
گرداب، گودال، مهلکه، گرفتاری
گرداب، گودال
ورطه : به معنای گرداب ، گودال ، مهلکه ، گرفتاری
گرداب ، گودال ، مهلکه ، گرفتاری 🌒🌒
باسلام. ورطه در زبان لری دیرین و اصیل یک نفرین به کار برده میشده و به معنی هلاکت ، بلایی مهلک و خطری بی مفر بوده است.
ورطه کلمه ای عربی است و در زبان فارسی هم کاربرد دارد.
تعصب داشتن زبان فارسی پسندیده است اما نه این که لغات عربی که عربی بودن آن توسط بزرگان ادبیات فارسی و شعرای بزرگ فارسی زبان تایید شده است را رد کنیم و لغات عربی را فارسی بدانیم.
لغت ورطه که باید آنرا ورته نوشت در فرهنگ واژگان اوستایی به شکل ورتَ و به ماناک همان گمراهی و ضلالت آمده است.
جای خطرناک, منجلاب, گرداب
جای گودِ خطرناک
این واژه معرب است و از vartak پهلوی برگرفته شده است.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٤)