وحشی بافقی محمد

دانشنامه آزاد فارسی

وحشی بافقی، محمد (بافق ۹۳۹ـ یزد ۹۹۱ق)
شاعر ایرانی. دورۀ کمال شاعری را در یزد گذراند و برای کسب معاش تنها به ستایش رجال یزد و کرمان پرداخت. شاه طهماسب اول صفوی را نیز ستوده و دربارۀ برآمدن شاه اسماعیل دوم به تخت شاهی مادۀ تاریخ ساخته است. با شماری از شاعران محلی دستگاه حکومتی یزد معارضه و با مولانا موحدالدین فهمی، ملا کیدی و محتشم کاشانی مهاجات داشت. وحشی بافقی از شاعران مکتب وقوع است. کلیات وی دربرگیرندۀ قصیده، ترکیب بند، ترجیع بند، غزل، قطعه، رباعی و مثنوی، بیش از ۹هزار بیت است. ساقی نامه اش در قالب ترجیع بند و غزل هایش سرآمد شعرهای اوست. چند مثنوی به پیروی از نظامی سروده: خلدبرین بر وزن مخزن الاسرار، ناظر و منظور و فرهاد و شیرین هردو بر وزن خسرو و شیرین. وحشی بیش از ۱۰۷۰ بیت از فرهاد و شیرین را نساخت و ۱۲۵۱ بیتِ باقی آن را وصال شیرازی سرود و چون عمر او هم وفا نکرد، شاعری به نام صابر با سرودن ۳۰۴ بیت، آن را به پایان رساند. سبکی خاص در سخنوری داشت. دیوان وحشی بارها، ازجمله به تصحیح حسین نخعی به چاپ رسیده است (تهران، ۱۳۳۹ش).

پیشنهاد کاربران

کمال الدین با لقب وحشی
وحشی بافقی به دلیل تنهایی و گوشه گیری از مردم لقب وحشی را برای خود برگزید. کلمه وحشی در گذشته معنی تنهایی و عزلت بودچون بدین گونه زندگی عاری از تعلقات دنیوی بوده ، لذا این کلمه معنی کنونی را نداشته است.
...
[مشاهده متن کامل]

اشعار وی از بهترین نمونه های اشعار عاشقانه فارسی است. که در دلباختگی انسان نهایت بهره را برده است از آنجا که کمتر از واژه های عربی استفاده کرده لذا برای اهل ادب آسان و روان می نماید
ایشان همراه برادر بزرگترش مرادی بافقی در نزد شرف الدین علی تلمذ کرده اند
وحشی دوران تکامل خود را در یزد گذراند اما به هرمز و هندوستان نیز سفر نمود.
او در اشعارش شاه طهماسب را ستوده و در زمان سه تن از شاهان صفوی ( : شاه طهماسب، شاه اسماعیل دوم و محمد خدابنده ) زیست. او یکی از موفق ترین شاعرانی است که از حکیم نظامی در اشعارش تقلید کرده است.
آرامگاه وحشی بافقی در محله پیرو برج روبروی شاهزاده فاضل است. گویند که وحشی در زیر سنگ مرمرینی که یکی از سروده های سوزناکش بر آن کنده شده، دفن شده است.
روی قبـرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوخته خسته ازین دار برفت
آثار باقیماندهٔ وی عبارتند از دیوان اشعار، مثنوی خلد برین، مثنوی ناظر و منظور و مثنوی فرهاد و شیرین که این آخری به علت فوت وی ناتمام ماند و قرنها پس از او وصال شیرازی آن را به اتمام رساند.
رضاضحاکی راحت. دبیر تاریخ و ادبیات