واژگان لری

پیشنهاد کاربران

رون:مسیر
حلگ حلگ:نفس نفس
تُر:به خاطر
تاو:به خاطر ( د تاو توو:بخاطر تو )
رهیل:باران خیلی شدید
وارون:باران معمولی
آلبالوی وحشی:هلونه
لری مینجایی
بوری:مشتی
یکتری:هم دیگه ( وا یک تری:با هم دیگه )
کلمه ای قدیمی لری بالاگریوه ای
ششله:؟ معنی اش را نمیدانم
لری مینجایی
مینجا:وسط
گُم:حادثه، فاجعه ( دونم آخر گُمی کنی:میدانم در آخر حادثه، فاجعه ای می آفرینی )
لری بختیاری
جِرنگَس، مِنژِغا:وسط
هُل، هاکیشتَر:خاکستر
لری بختیاری
چِغِّزمِغِّز:هل و هوله
لری بختیاری
هُلُهِز:مقابله به مثل
لری بختیاری
هَله پَله:دستپاچه، پریشان، اشفته
توم تلو:کوبیده شدن، زخم شدن
لری بالاگریوه ای
قلوپلو:بهانه گرفتن
لری بالاگریوه ای
پیک: خالی
لری بالاگریوه ای
کوه گلو:غلتیدن سنگ
لری بالاگریوه ای
وَشتی:سینه کش کوه
لون:تبار، ایل، طایفه ( لونت چینه: تبار، ایل، طایفت چی هست ) یا موقع دعوا مثلا میگویند لون تو خوعه یعنی تبار تو خوبه
جوم:تکان ( تیکلونجه یی جوم بور :کمی تکان بخور )
لری بالاگریوه ای
شک:تکان[شکی ب و ی دار :تکانی به این درخت بده ( مثلا برای افتادن کُنار از درخت ) ]
پت دول:کسی که دماغ زشتی داره ( لری بالاگریوه اؽ )
لری مینجایی
قچه:صدای خوردن تخمه
کرچ:صدای عطسه
گر:تپه بلند صخره ای که بدون علف هست
اوستا
گر:کوه
لری بختیاری
وه کُریز:منظم
اصطلاحات لری بختیاری
نَونُم بَلگ کُ داره:نمی دونن اصل و نسب از کجاست
مِن چَم رین:کسیکه در چشمه میریند، کنایه از کسی که برای شهرت همه کار میکند
نام شهرها
خرموعه:خرم آباد
پاپیل:پلدختر
وروگرد:بروجرد
ناون:نهاوند
تیرو:تهران
همدو:همدان
دسبیل:دزفول
اصفهو:اصفهان
یاسیچ:یاسوج
مشت:مشهد
لردگون:لردگان
اندیمش/انیمش:اندیمشک ( قدیمی )
کرماشو /کرماشان:کرمانشاه
رومشگو:رومشکان
مه:من
هو:او
توو:تو ( قدیمی آزت )
هوونو:اونها
شمو:شما ( ایسا هم هست بعد ازشمو که قدیمی هست و در تمام گویش های مینجایی در گذشته کاربرد داشته لری جنوبی:ایشا/ لری بختیاری:ایسا )
ایما، ایمو، امو، اما، ییمو، هیمو، ییما ( فقط تلفظ فرق داره ) :ما
ون:خواند
ونم:خواندم
ونه:خوانده
نونه:نخونده
ونن:خواندن
ونیم:خواندیم
ونیت:خواندید
بونیم:میخوانیم
بونم:میخوانم
بونه:میخوانه
بونیت:میخوانید
نونیت:نخواندید
نبونیت:نمیخوانید ( در لری خرم آبادی بیشتر به جای ب م استفاده میشود مثل مونم )
تییژه، آشپال:آبکش
کم، گده، تل، اشکم:دل، شکم
قاف:تیکه /بکفساد:چاپلوس/فیتکی:خراب کار/شماره دی:منشی/هیردار:نگهدار/جاوجیوه:زندگی ، جاو مکان زندگی/رافه:خبر بر/هوم درس:همکلاسی/ربوت:آدم بی ارزش، بی فایده/اس، سخو ( As, seko ) :استخوان/تشی بگیسنم:آتشی روشن
...
[مشاهده متن کامل]
کنم/گیس:مریض/بلاجی:عجیب/درام :بشکه/ماشته:جاجیم/لی /ل:گلیم/شرق پرق:سمندر ( لرستانی ) /امو، ایمو، اما، ایما، هیمو:ما /ریلاسی:عظیم/دیچه:اینجا/ایچه:اینجا/سنو:سرطان/بمارکی:سرطان

چند کلمه لری مینجایی
جهال:جوان/تون:غیبت/شورجد:شارژر/گدنه:شکمو/گره:آتش ( گره گرتمه چی دار بلی ) /لید:آتش ( لید دش رت/لید گرت ) /هوراسو:شکمو/لاوردنگ:تیکه
برخی از افعال لری بختیاری
تَونیدِن:هضم کردن
تَوهِستِن: هضم شدن
رَهدِن:رفتن
گُهدِن:گفتن
زِوائیدِن:خواندن
خُوَردِن، مِلِقنیدِن، کُرُچنیدِن، هَلِمنیدِن:خوردن
هَفنیدِن:پختن، غنی سازی کردن
...
[مشاهده متن کامل]

هَفِهِستِن:پخته شدن
فینگِنیدِن: دزدیدن
فینگِهِستِن:دزدیده شدن
رومنیدِن، رِپنیدِن، پُلفنیدِن:نابود و ویران کردن
رومِهِستِن، رِپِهستِن، پُلُفِهِستِن: نابود و ویران شدن
هِشتِن، ناتِن، هِلیدِن:گذاشتن، قرار دادن
چَوسنیدِن، دیسنیدِن: چسباندن
چَوسِستِن، دیسِستِن:چسبیدن
پیشکِنیدِن:پخش کردن
پیشکِنیدِن:پخش شدن
پِنگیرنیدِن: منتشر کردن
پِنگیرِهِستِن: منتشر شدن
اُویهِستِن:فهمیدن
اُویهنیدِن:فهماندن
و. . . .

جملاتی به زبان لری بختیاری
داکُمَی یَه رُو بوئه خه نَیدُمِته:مادرم یک سالی می شود که تورا ندیده ام
بِئوم نِوِ تَیارِ بِئوپاپایَلِسَ خه دُوِست وُر مَم زِوائید:پدرم که نام تمامی اجدادش را می دانست به من هم گفت
...
[مشاهده متن کامل]

نَم هَم پیایکَه سی هِی سَرتِکتِکی ایمانه نی یَره؟:نمی دونم چرا آن مرد هی مخفیانه به ما نگاه میکنه؟
آیا هنوز این زبان کهن را لهجه میدانید؟

لری بختیاری
مِت وه مِت، ژِت وه ژِت:سر به سر
لری بختیاری
ژِخُدِرار:مخترع
ژِخُدِراری: اختراع
گُهدواگُهد: مناظره
لری بختیاری
نِیِنگ: نزدیک
اَوسَن، اَوِستُو:حامله، باردار
مَندیر، بورنِکین دار: منتظر
بورنِکین: انتظار
نُو، غیت:غذا
گوربی: جوراب
لری بختیاری
سِّتین، اِشکاردَه:عزیز، گرامی
میبایست در این صفحه به گسترش فرهنگ لغات لری بپردازیم و این کاری را که برادر همتبار فیلی آغاز کرده من هم به آن می پیوندم و امیدوارم که کاربران دیگر هم به این صفحه ملحق شوند
کلمه لری بالاگریوه ای
ساوه/ Sava:کوچک ، کودک
بچ ساوه : بچه کوچک
زارۉساوه:بچه کوچک
درود بر شما نور علی جان بله این جور افراد کم هستند شما هم برای زبان لری زحمت کشیده اید
بروهی گییه نازار و ستینم ❤️❤️
لری بختیاری
اَفشامَنای: شعر
لری بختیاری
مو:من
تو:تو
هُ:او
ایما:ما
ایسا:شما
هُنُو:آنها
لری بختیاری
پِچِک، نَتار، ویسپَه:دنیا، جهان
لری بختیاری
وَرگِشتی:فاجعه
باس:شایعه
لری بختیاری
ژِستِن، تیچنیدِن، تیس نادِن، گروسستِن، گُرُهدِن، رَمِئِستِن:فرار کردن
لری بختیاری
هَمژِنو، دُوارتِرَه:دوباره، از اول
جملاتی به زبان لری بختیاری
کُرکَو سی تَشتَک رَشتَک دَو اِکونی؟:پسرک پس چرا عجولانه و بیهوده کار می کنی؟
گِئو یَل یایْن رویم وِ مات التزام:برادران بیاین بریم به مزرعه پسرعمومن
مو اَپا بُرچ لریگ لَوگِشت کُنُم:من با زبان لری حرف میزنم
هورت ژه تیَلِت!:امان از زیبایی چشمانت
لری بختیاری
اَنکه:یعنی
اَنکومی:معنی
لری بختیاری
دیار، جِزنِشُو، اشکارا:معلوم، مشخص
وِک، وِژ، لَوگِشت:سخن، کلام، واژه، حرف، لغت
لری بختیاری
سَرکَن:یوز پلنگ
اَژی:مار
لری بختیاری
لری بختیاری
اِلخا:احترام
الخایین:محترم
وا الهام:خواهشمندم، لطفا
بُرچ، زُو:زبان
لری بختیاری
گُهره:بار دفعه
لری بختیاری
لری بختیاری
دِرواس، ژِکار:لازم
لری بختیاری
سِیل گَس:ویترین
درود بر کاربر فیلی من از خطه ی بختیاری به شما برادر گرامی و همتبار درود می فرستم که سعی در گسترش فرهنگ و زبان لری دارید امروزه افراد آگاه و دلسوز مانند شما در قوم لر کم هستند
برویی گئوم
کلمه بالاگریوه ای اصیل
شیوات/شیواد :به معنای قیافه، ظاهر
کلمه لری بالاگریوه ای بسیار اصیل به معنای تصویر
سیئوه:تصویر
مثال:سیئوه ای د شوو د هیرم منه یا سیئوه ای د دیر دیار وی
کلمه ای اصیل لری بالاگریوه ای
چوتاش:نجار
چوتاشی:نجاری
کلمه ای لری بالاگریوه ای
کلمه راق به معنی خشک و همچنین بچه ای که حرف گوش نمیکنه
نویاش:لوله هدایت آب ( کتاب پاپی ها عشایر غرب )
پاکار:نگهبان ( کسی که از گندم ها نگهبانی میدهد ) [کتاب پاپی ها عشایر غرب ]
ماله: چوبی که زمین را صاف میکند ( کتاب پاپی ها عشایر غرب )
اِنار دونگ: رب انار ( کتاب پاپی ها عشایر غرب ایران )
انجیر کوئیلا:انجیر ( کتاب پاپی ها عشایر غرب )
کاکه:انباری برای گندم ( کتاب پاپی ها عشایر غرب )
سردُلو: مخزنی که گندم را آسیاب می کند ( کتاب پاپی ها. عشایر. غرب )
توشیر:شیر جوشیده شده ( کتاب پاپی ها . عشا. غر )
اَسَل:مخزنی که در زمین حفر شده ( کلمه ای اصیل بالاگریوه ای پاپیونه ) [منبع کتاب پاپی ها عشایر غرب ایران]
کل بعضم:بریدگی ته پیکان ( منبع اشعار میرنوروز )
کور کوره :نوعی پرنده بزرگتر از کلاغ که در بالای روستا ها پرواز می کند ( منبع اشعار میرنوروز )
پور:چکاوک ( اشعار میرنوروز )
شنقار:نوعی باز سفید ( منبع اشعار میرنوروز )
سرگر:نوعی باز سفید ( پرنده ) [منبع اشعار میرنوروز]
کیف:مسکرات ( منبع اشعار میرنوروز )
لاو:بی خبر ، غافل، متظاهر به بلاهت ( منبع اشعار میرنوروز )
تابه:نخ تابیده ( منبع دیوان اشعار میرنوروز )
لنگری:بشقاب های گرد که در گذشته کار دیس را انجام میدادند ( منبع اشعار میرنوروز )
رشه دال:عقاب سیاه وحشی ( منبع اشعار میر نوروز )
جیلاتن:عنکبوت ( منبع اشعار میرنوروز )
لری بالاگریوه ای ( پاپیونه )
سی آل:مخزن ( منبع کتاب پاپی ها عشایر غرب ایران )
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٩٥)