واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : گیز - Gez طرز، اندازه، قلق، سلیقه. مثال در گویش: این کس گیزکار را میدانند، پیش از همه گیز هر کار را دانستن لازم است. اگر یک کار خیلی خوب صورت گرفته باشد، میگویند:
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
آفرین، شما گیز کار را میدانید دیه. اصل این واژه از فعل انگیختن است، ریشه آن آنگیزه است. انگیختن، از جای جنبانیدن، بلند ساختن، پیدا کردن است. انگیز و مخفف آن گیز به مرور معنای طرز اجرای کار، طریقه ساختن کار را گرفته است.