واژه گیج

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : گیج Gij - خسته، وامانده، پریشان مثال در گویش: از شوخی و بازی بچه ها گیج شدم، از حساب و کتاب بازار مینه ام گیج شد. در لغت فرس به معنای احمق آمده و این بیت را آورده است:
...
[مشاهده متن کامل]

همه با هیزان هیز و همه با گیجان گیج
همه با دزدان دزد همه با شنگان شنک
اما در قرون بعدی این معنا از بین رفته همان معنی واماندگی و خستگی باقی مانده است. مولوی گفته:
گفتگو بسیار گشت و خلق گیج
در سرو پایان این چرخ بسیج