واژه کلته

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : کَلتَه - Kalta کوتاه، خُرد، قد پست. مثال در گویش: این کس هم مثل دادرشان ( برادر کوچکشان ) کلته، این چوب را کمتر کلته کردن لازم است. به معنی مختصر هم آمده: گپ را کلته کنید، وقت نیست. اصطلاحی هست: دراز را ماند و کلته را برید. در لغت فرس: کلته - دُم بریده باشد چون خر، سباع و مانند آن. ابوشکور گفت:
...
[مشاهده متن کامل]

به شاه دوان کلته روباه گفت
که دانا زد این داستان در نهفت/دبیر سیاقی
در گویش سمرقندیان تنها معنی مجازی این واژه باقی مانده است.