واژه قهری

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : قهر Qahr - به معنی رنجش مستعمل است، عبارتهای قهر کردن، قهر آمدن، معمول است. مثال در گویش: من گپ سخت نزده ام که قهرشان بیاید ( آید ) . دادرم ( برادرکوچکم ) کس نازُک
...
[مشاهده متن کامل]
( دل نازک ) ، به هر گپ قهرش می آید، دو سه دهن او را نصیحت کردم، لیکن وی قهر کرده بر آمده رفت، به هر گپ قهر کردن نغزنه، پسرم. قهری به معنی رنجیده استعمال میشود: فلانی کَیها ( kayho ) باز از من قهری به خانه من نمی بیاد ( نمی آید ) . قهر به معنی غضب نیز می آید. مثال در گویش: من بالای قهر ( یعنی در حین غضب ) دو سه دهن گپهای سخت زدم. در حق افراد زودرنج میگویند: اون کس ( آن کس ) را یعنی ایشان را قهرشان بالای بینی شان ( در گویش، بالِ بینی شان بَه ) یعنی دهان ( که زیر بینی است ) نکشاده، چیزی نگفته، اندیشه ناکرده زود میرنجند.