واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : قائل Qail قائل بودن، قائل شدن، قائل کردن - معترف، مفتون و واجد بودن، شدن و کردن. این تعبیر خیلی معمول است و مردم اوزبک نیز از آن بسیار زیاد استفاده میکنند. مثال در
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
گویش: دیروز در کونسرت وی چنان سرودهای نغز خواند که همه قائل شدند ( یا همه را قائل کرد ) ، شما امروز با گپ ( حرف ) های نصیحت آمیزتان همه را قائل کردید، من به تو قائل، این قدر هنر را کی یاد گرفتی ( آموختی ) ؟ این تعبیر میان مردم سمرقند از زمانهای پیش مستعمل بوده است. چنان که ملیحای سمرقندی در تذکره خود در باب مولوی شاهد سمرقندی گفته است: در بدیهه و هجو و هجا به نوعی خاطرش راغب و مایل است که همه به او قائل. معلوم است که واژه قائل از مصدر قول عربی است، به معنی سخن گوی و حرف زننده، در تعبیر سمرقندیان اصل منظور آن است که: مردم از کسی، از چیزی، از واقعه ای و. . . چنان در وجد و هیجان هستند که تنها از آن حرف میزنند و آفرین و تحسین میگویند یعنی قائل ( گوینده ) هستند.