واژه فاریدن

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : فاریدن Foridan - موافق و سازگار آمدن. مثال در گویش: هوای کوهستان به من خیلی فارید، این دارو به آن کس نفارید، شیر و پنیر به آدم بیمار می فارد.