واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : غیژیدن - با همان معنای پارسی معیار. لغزیدن، خزیدن، بُل رفتن کودک. مثال در گویش: راه یخبندی بود غیژیده غلتیدم، یخچال را اندک به طرف دیوار غیژانید. این واژه در قدیم صورت غَجیدَن داشته است به معنی خزیدن، گَوَک کشیدن کودکان [بُل رفتن، و چهار دست و پا رفتن تشبیه به حرکت چهارپایان] ( برهان ) . در مثنوی مولوی آمده است:
... [مشاهده متن کامل]
لنگ و لوک و خفته شکل و بی ادب
سوی او می غیژ و آن را می طلب
عاشقا خرّوبِ تو آمد کژی
همچو طفلان سوی کژی می غژی
... [مشاهده متن کامل]
لنگ و لوک و خفته شکل و بی ادب
سوی او می غیژ و آن را می طلب
عاشقا خرّوبِ تو آمد کژی
همچو طفلان سوی کژی می غژی