واژه سیراب

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : سِیراب - Serob ، زمین کشت را آب حسابی و فراوان دادن. مثال در گویش: امشب زمین را یک سیراب کن، دیروز پیاز را سیراب آب داده بودیم. در سمرقند سیراب به معنی عموما فراوان
...
[مشاهده متن کامل]
استعمال میشود. مثال در گویش: امسال میوه در بازار سیراب شد، وی روزگارش را همیشه سیراب کرده میماند. در تاریخ نامه طبری آمده است: ما را بارانی ارزانی دار و فراز و هامون ترکن و ما را سیراب گردان ( ص۱۱۴ ) .