واژه دم

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَم - Dam آواز، نفس. با همان معنای پارسی نو مطابقت دارد ولی به سبک دری جمله سازی میشود. مثال: دم نزده نشسته است، دمش نمی براید.
عیوقی گفته است:
رهی پیشم آور که در هر قدم
...
[مشاهده متن کامل]

زنم دم به دم در رضای تو دم
همچنین در موارد دیگر نیز مانند ما از این واژه استفاده میشود، مثال: چای را دم کردن. یعنی به چاینیک [قوری] چای انداخته بالای آن آب جوش ریختن، یا: آش [پلو] را دم کردن یعنی برنج پلاو [پلو] را هنگام پخت با سرپوش پوشیده بخار پز کردن.