واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی ( ازبک ) : دَم بَه دَم - Dambadam پیوسته، پشت هم، زود زود. مثال: همین شب بد خواب کردم، دم به دم بیدار شدم، همسایه مرا تنها نمانده است، دم به دم آمده خبر میگرفت.
عیوقی گفته:
... [مشاهده متن کامل]
رهی پیشم آور که در هر قدم
زنم دم به دم در رضای تو دم
این واژه مرکب دری در ادبیاتشان خوب حفظ شده و بسیار پر کاربرد است.
عیوقی گفته:
... [مشاهده متن کامل]
رهی پیشم آور که در هر قدم
زنم دم به دم در رضای تو دم
این واژه مرکب دری در ادبیاتشان خوب حفظ شده و بسیار پر کاربرد است.