واپس گریختن. [ پ َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) به عقب فرار کردن : نکته ها چون تیغ پولاد است تیزگر نداری تو سپر واپس گریز.مولوی ( مثنوی ، دفتر اول ص 16 چ خاور ).و رجوع به واپس شود.
عقب گریزی . نمونه � اندکی پایداری ورزیدند سپس واپس خزیدند� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۵۴۸ )+ عکس و لینک