لغت نامه دهخدا
- وارد آوردن ضربه بر چیزی ؛ زدن ضربه بر آن.
فرهنگ فارسی
فرود آوردن وارد ساختن
مترادف ها
ازدحام کردن، فشردن، چلاندن، فشار اوردن، فشار دادن، اتو زدن، پرس کردن، فشار وارد اوردن بر، وارد اوردن
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
پیشنهادی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید