واداشته شده

جدول کلمات

وادار

پیشنهاد کاربران

پیش وادُشته
در گویش محلی راوری
به مزدور ، یا کسی که اَجیر شده � پیش وادُشته � میگویند
کسی که در مقابل پول یا امتیازی ، قبول کرده به فردی یا جایی ، آسیب بزند
وادار
وادار، مجبور، مکلف، ملزم، ناچار، ناگزیر، برانگیخته