هنر اشپزیها

پیشنهاد کاربران

پاسخ به یاشار نژادپرست و نفرت پراکن
- - - - -
۱. نظرتان چیست که به جای زردنویسی مدرکی بیاورید که در زبان های ترکی و ادبیات کهن آنها ( بجز ترکی ایران مانند خراسانی ترکمنی و آذربایجانی که اثرگرفته از فارسی بوده اند ) واژه هنر به همین معنی به کار رفته؟
...
[مشاهده متن کامل]

- - - - -
۲. هنر در شعر فارسی به معنی فضیلت و برتری بوده است و احتمالا با honor "آنر" در زبان های لاتین به معنی افتخار در پیوند است.
استاد سخن سعدی میگوید
مرد خردمند هنرپیشه را
عمر دو می باید در این روزگار
تا به یکی تجربه اندوختن
وز دگری تجربه بستن به کار
هنر در سده گذشته معنی تازه Art را پذیرفته
بسیاری از واژگان در گذشته یک معنی داشته اند ولی گذر زمان معنای آنهارا کمی دگرگون میکند
مثلا فرهنگ در فارسی میانه و نو به معنی تربیت بوده ولی در سده گذشته معنی culture را پذیرفته.
- - - - -
۳. به جای مضخرف نویسی مغز آکبند را به کار بندازید، خورش تعریف کاملا روشن دارد و خوراک مزه داری است که با سیر کننده های برنج یا نان خورده میشود نه این که هر خوراکی خورش باشد، البته که در ادب فارسی گاهی شاعر برای اشاره به هر خوراکی از خورش استفاده می کند مانند واژه خورشگر در که در ادب فارسی به معنی آشپز به کار رفته.
- - - - -
۴. در باکو و ترکیه هیچکس خورش سبزی نمیپزد و بدان علاقه ای ندارد ولی از شرق ایران تا غرب آن مردم با این خوراک آشنا هستند و به چندین شیوه باتوجه به منطقه آن را می پزند. فقط هم در شمال کشور و تهران بدان قرمه سبزی میگویند.
- - - - -
۵. شما خودتان به خورش سبزی "سبزی قرمه سی" می گویید! مگر در زبان خودتان برای واژه فارسی سبز و سبزی برابر ندارید که از فارسی وام گرفته اید؟
- - - - -
۶. مگر برای "کوبیدن یا کوفتن" در ترکی برابر ندارید که کوفته را از فارسی وام گرفته اید؟ اگر به خاطر "قرمه" خورش سبزی آذربایجانی است کوفته تبریزی هم در اصل خوراک شیرازی و خراسانی است چرا که واژه کوفته هیچ ریشه ای در ترکی ندارد.
- - - - -
۷. صددرصد فارسی وام واژگانی از ترکی گرفته و ما مثل شما متعصب و بی مغز نیستیم که واقعیت هارا نادیده بگیریم و به نژاد و اقوام فحاشی کنیم ولی اگر بنا بر وام واژه ها قرار است نژادگی قومی زیر پرسش برود پیشنهاد میکنم بجای چرندنویسی پشت فارسی زبانان و لرها و کردها و همه اقوامی که از آنها خاطره بد دارید فکری برای سرود ملی باکو بردارید که ۶۰درصدش را وام واژگان فارسی و عربی در بر گرفته
پایان سخن
/والسلام علی من التبع الهدی!/
"و درود بر کسی که راه هدایت را پیرود!"

۱. هنر واژه ای فارسی در اصل به معنی کمال و فضیلت مردی بوده.
مرد خردمند هنرپیشه را
عمر دو باید در این روزگار
تا به یکی تجربه اندوختن
وز دگری تجربه بستن به کار ( سعدی )
همچنین واژه بی هنر به معنی انسان بدردنخور و بی کمالات در گفتار روزانه فارسی زبانان معمول است .
...
[مشاهده متن کامل]

در دوران نوین این واژه معنی Art را هم پذیرفته و جا افتاده.
هیچ ترکی از واژه هنر در این معنی بهره نمیبرد ( اگر اصلا ببرد )
۲. آش واژه ای باستانی است و به باز شدن پیوندی ندارد، سرزمین های ایرانی بیشترین تنوع آش و خوراک های مانند ان را دارند.
۳. هر بچه ۳ساله ای می داند پز از پختن میاید.
می پختم می پزم، اگر کسی این را هم نداند هیچ حقی ندارد واژگان فارسی را ریشه یابی کند.
۴. کفچه واژه ای فارسی است.
۵. تابه از تابیدن به معنی گرما و نور دادن میاید و بازهم فارسی است. و در فارسی میانه به ریخت تاپگ مورد بهره بوده.
۶. چاقو در اصل چاکو بوده مانند کشو و پستو و دارو، تبدیل واژگان ک دار به ق در فارسی متداول است مانند کوهستان که شده قهستان ( خراسان جنوبی ) کوات که شده قباد ( شاه ساسانی ) و ابرکوه که شده ابرقو ( نام شهری در مرکز ایران )
در کردی و لری از فارسی هم بیشتر دیده میشود.
۷. چنگال از چنگ و آل ساخته شده ماننده پوشال کوپال دنبال و گودال، هیچ ترکی از واژه چنگ فارسی استفاده نمی کند ولی چنگال را از فارسی وام گرفته اند.
۸. بقیه واژگانی که نوشتید ۹۰درصد در فارسی روزانه مردم ایران کاربردی ندارند. بیشتر فارسی زبانان حتی واژه قابلمه و قورمه و قاتیق را نمی دانند و آن را نماد "تهرانی گری" می دانند و از واژگان فارسی دیگ و خورش استفاده میکنند.
اگر بیرون از تهران به خورش سبزی بگویید قرمه سبزی به احتمال زیاد می گویند میخواهید تهرانی بازی در بیاورید!